تبليغاتX
تا آزادی

 

(( مطلبی مربوط به 14 سال قبل ))

شاید خالی از لطف نباشد که  این نوشته ۱۴ سال قبل را که از زبان یک دانشجوی ناشناس در نشریه پیام دانشجو به سر دبیری طبرزدی منتشر شده بود را بخوانید ! زمانی که رفسنجانی رئیس جمهور بود و کرباسچی شهردار تهران و از خاتمی و دو خرداد و احمدی نژاد هم آنچنان خبری نبود و...( بصورت ۴ عکس است وکمی طول می کشد)

نوشته شده توسط منوچهر اسدبیگی در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 |

« گفتگو با منوچهر اسدبیگی کوشنده ی سیاسی در سوئد» 

پرسشگر: م. ساقی

  - آقای اسدبیگی ضمن درود و سپاس فراوان از شما به خاطر شرکتتان در این گفتگو.

...مسلم است که نمی شود و نمی توان از اتحاد به معنی یکی شدن ایدئولوژی ها ، افکار و اهداف واقعی مردم و طیفها و اقشار مختلف مردم و احزاب و سازمانهای اپوزوسیون دم زد .  که میدانیم این نشدنی و غیر واقعی است . کسی که فرضا به دنبال برقراری سلطنت است با کسی که جمهوری خواه و یا خواهان حکومت دیکتاتوری پرولتاریاست و یا حکومت شورایی و...می خواهد مگر آبشان به یک جوب می رود و مگر می توانند با هم متحد و هم رای شوند !؟  مگر مردم کلی بدون وابستگی و خواستها و مطالبات و افکار و اندیشه های مختلف ، مردم یک دست می تواند وجود داشته باشد ؟ مردم یک دست یعنی جمع شکنجه گر و بازاری و کارفرمای زور گوی استثمار گر  و کارگر و زحمت کش زیر خط فقر و شلاق خورو شلاق زن  و آخوند قشری و روشنفکر لائیک وقاضی دو آتشه متحجر اسلامی و دانشجوی آزادیخواه و... همه مردمند ! اما یک دست هستند !؟ منافع و اهداف مشترک دارند!؟ پر و اضح است


ادامه مطلب
نوشته شده توسط منوچهر اسدبیگی در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 |