تبليغاتX
تا آزادی - اسلام چیست؟ مسلمان کیست؟ (قسمت چهارم)
اسلام چیست؟ مسلمان کیست؟ (قسمت چهارم) / چاپ
روشنفکران و نواندیشان دینی مدرن و مسلمان با برداشتهای کم و بیش مشابه از اسلام و قرآن درگروه ها ،احزاب و سازمانهای دوم خردادی، اصلاح طلب ، ملی مذهبی ،مجاهد ،ملی گرا، لیبرال، دمکرات ، جمهوری خواه ،سلطنت طلب و مشروطه خواه بچشم می خورند و فعالیت دارند .  

 اسلام مدرن روشنفکران ونواندیشان دینی
برای اینکه بدانیم این برداشت و قرائت از قرآن و اسلام چه میگوید ، برخلاف اسلام سنتی تاریخی وبنیادگرای سیاسی حکومتی نمی توانیم مستقیم وبدون واسطه به سراغ قرآن ، سنت ، شریعت واحادیث برویم ،چرا که در هیچ یک از این منابع اثری از واژه ها ومفاهیمی همچون اصلاح طلبی ،مردم سالاری ،نواندیشی ،روشنفکری ،ملی ، متجدد ، مترقی واسلام لیبرالی ، آزادیخواهانه ،انسان گرایانه ، حقوق بشری ،ملایم وخوش خیم وحتی سکولار! که برخی روشنفکران و نواندیشان دینی مدرن مسلمان دم از آنها می زنند، نخواهیم یافت ! وبحق ، بدیهی و طبیعی است که سراغ این واژه ها و مفاهیم اکثرا غربی متعلق به قرون وسطی تا کنون را نباید و نمی توان در قرآن و سنت محمددر هزار و چند صد سال پیش گرفت!!پس براستی این گرایش و قرائت از اسلام چه اساس و مبنایی دارد ؟ منشا ،مرجع ، آدرس و تاریخش کجاست ؟ چه میگوید ،چه برداشت وقرائتی ازاسلام دارد؟ چه طیف واقشاری را نمایندگی میکند ؟ فلسفه وجودی ، وظیفه ، واهدفش چیست ؟

(پروسه اسلام تاریخی وتمدن غرب)
اربابان مذهبی اسلام اصیل سنتی ،سیاسی وحکومتی از زمان محمد وخلفای راشدین تا بنی امیه ، بنی عباس وامامان شیعه ازخلفای عثمانی وجنگهای صلیبی تا دربار شاهان صفویه وقاجار ،یا در راس حکومت ، قدرت ،سیاست وقضاوت بوده اند و یا بعنوان شریک درصحنه وحاشیه حضورو جایی داشته اند ، واگر مجبور شده اند آنچنان سهم و قدرتی نداشته باشند، همیشه از ملا بودن ، قرآن ، شریعت ،حدیث ، روایت ،اسلام دانستن وفهمیدن استفاده و سو استفاده کرده اند ودر برخورد با مردم تحت ظلم و ستم ، بیسواد و نا آگاه از یک سو و حکام ظلم وجوراز سوی دیگر، توازن قوایی را که معمولا به نفع زر و زوربوده ایجاد می کردند. دربار ، دم ودستگاه مذهب ،کرسی احکام و قضاوت ، مسجد و محراب ،علوم و فلسفه ، حکمت و کلام ،استدلال و عقل و...راکم و بیش در دست داشته و نمایندگی میکردند . نیاز به تأیید و مهر شرعی زدن بر احکام واعمال حکومتی را رفع میکردند ، خود را از طبقات ممتاز ،اصیل واشراف جامعه میدانستند . با منبررفتن و تبلیع دین ،اجرای احکام شریعت ومراسم مذهبی ، روضه و دعا خوانی ، عزاداری ومداحی و با نوشتن رساله وتوضیح المسائل به حیات اسلام و وجود به اصطلاح روحانی ومرجعیت دینی خود تداوم میبخشیدند وعلما ، دانشمندان وملایان جامعه محسوب می شدند . قرنها نوشته های امثال مجلسی ، شیخ طوسی، کلینی ،صدوق،مفید وحرعاملی وسید رضی و...بر تارک اسلام و تشیع می درخشید . معنای ظاهری آیات قرآن و احکامش ،احادیث و روایات منتسب به محمد وامامان ، عین شریعت اسلام و تشیع بود ، مهمترین کتب پس از قرآن صحیفه سجادیه ،نهج البلاعه، اصول اربعه ،بحارالانوار و حلیته المتقین و...بود . این متون پر از یاوه وخرافات ، در نبود علم و دانش و تمدن امروزی ، قرنها سیطره بی چون و چرا و بلا منازع بر تمامی ارکان و وجوه زندگی خصوصی واجتماعی مردم داشت . برای مثال درمورد زن ، باید در چادر، چاقچوق و روبنده باشد، ازصبح تا شب در خانه ، مد بخ(مطبخ) ، طویله ومزرعه جان بکند ، اسیر شکم و زیر شکم شوهر ونفقه خوار اوباشد. پاسخگو، فرمانبرداروکتک خورشوهر ، پدر ،برادر و پسر باشد. مهمترین وظیفه اش پس از تمکین ، زائیدن ومادری بود، بهترین سرگرمی اش دستگاه نخ ریسی ، خوشگل ترینش دافع بلغم بود، باید رعیتی ، کلفتی وکنیزی می کرد،همخوابه اربابان مذهب وثروت میشد ، درچاله سنگسار ویا درحرمسرای شاهان وحکام منتظر نوبت می ماند ،بدون اینکه ببیند ، بخواهد وبداند شوهرش میدادند یا مطلقه اش میکردند و...!! ودرطی آن قرون صد البته ، خبری هم ازامثال شریعتی ، سروش و شیرین عبادی ها و تفاسیرشان نبود !هرچند در قرن اتم و ارتباطات کنونی باز هم با وجود این مفسران ،وضعیت زنان در زیر سیطره اسلام سیاسی حاکم واصیل آنچنان تغییری نکرده!! واگر کرده ربطی به هیچ اسلام ملایم وغیر طالبانی نداشته و ندارد !!
تا اینکه درغرب رنسانسی پدیدار می شود ،شرایط و مناسبات جامعه فئودالی به هم میریزد،برخی انسانها دراعتقادات کاتولیکی شک وسوال میکنند ، پروتستانیسم سر بر می آورد ، تفتیش عقاید ، کشیش ، کلیسا وگیوتین به حاشیه رانده می شوند . صنعت ،تجارت واستعمار پیشرفت و تغییرشکل پیدا می کنند. به همراه انقلابات اجتماعی وسیاسی اقتصادی ، طبقات و مناسبات جدید ظهورمیکنند ،اشکال جدید حکومت و دولت جایگزین می شوند . گالیله ،کپلر، کوپرنیک ،نیوتن ،دکارت ،روسو، داروین ، وات ، ادیسون ، انیشتین ،مارکس و فروید و... جهان را تکان میدهند ، تغییر وتکامل می بخشند . مکاتب فلسفی ،سیاسی،اقتصادی،فرهنگی وادبی،مفاهیم ماتریالیستی و طبیعت گرایی ، لیبرالیسم ،دموکراسی، آزادیخواهانه ، سوسیالیستی ،کمونیستی ، انسان گرایی و تکنولوژی ،وسایل وابزار اطلاعاتی و رسانه ای و...درغرب وبه تبع آن در جهان گسترش می یابد. امواج و تر کش هایش به در بار شاهان و حکام مستبد ،طبقه روحانی ،متولیان ، اربابان اسلامی و شیعه درون یا کنار حاکمیت و قدرت وهمچنین به مردم وجامعه ایران هم می رسد وهمه را از خواب هزاران ساله بیدار میکند !! حکام ، شاهان ،اربابان ، زمینداران ، ثروتمندان ،آخوندهای درباری وغیرآن احساس خطر میکنند ، سواد ،علم،دانش،آموزش ، سیاست و دستاوردهای تمدن غربی در میان همه اقشار و طبقات ومردم میرود. مشروطه خواهی ،آزادیخواهی وروحیات انقلابی و علمی جامعه را فرا میگیرد ،کم و بیش طبقات جدید و مناسبات جدید در زمینه های مختلف ظهور میکنند .چهره وجغرافی زمین پس از دو جنگ جهانی دستخوش تغییرات بزرگی میشود ، کشورهای جدید ایجاد ویااعلام استقلال می کنند ،چهره سرمایه داری و غرب عوض میشود وجهان بین دو ابر قدرت تقسیم میشود و تغییرات بعدی و پیشرفت سرسام آور و رو به سرعت علم و تکنولوژی ، جهان را به تمدن امروزی وحقوق بشر و طلب آزادی و برابری میرساند ،مدرنیته نهادینه میشود. ماهواره وکامپیوتر و اینترنت جهان کوچک شده را به دهکده جهانی شدن نزدیک ترمی کند، تا انسانها درآینده بتوانند به آزادی وبرابری واقعی یعنی سوسیالیسم جهانی برسند .

(واکنش دنیای اسلام _تولد نواندیشان مسلمان)
درمقابل آنچه درجهان غرب وبه تبع آن دردنیای اسلام و ایران اتفاق افتاد ،طیفی ازاسلامگرایان سنتی ،تاریخی وسنت گرا کم وبیش به راه خود رفته و میروند ، با غرب ،تکنولوژی ،تمدن و مدرنیته دشمنی دارند ویا اعتنا نمی کنند . واما بخشی از اسلامگرایان سنت گرا ،تاریخی ،حکومتی و سیاسی ایدئولوژیک که به زعم خود خطرات عدیده ره آورد تمدن غرب ومدرنیته ، مقولات و مفاهیم فلسفی ، سیاسی ،اجتماعی و... آنرا فهمیدند ودرک کردند، به فکر چاره و مقابله افتادند . اسد آبادی، اقبال ،مدرس ،کاشانی ،اخوان المسلمین ،نواب صفوی ،خمینی ،شریعتی ،جبهه ملی ، نهضت آزادی، مجاهدین وحتی احزاب وسازمانهای چپ وظاهرا کمونیست به میدان آمدند . در ایران حکومت سیاه مذهبی جمهوری اسلامی را با استناد به اسلام سیاسی وسنت حکومتی محمد وعدل علی بنیاد نهادند ، بنیاد گرایی و بازگشت به اسلام ناب محمدی را در مقابله با تمدن ، مدرنیته وبه اصطلاح تهاجم فرهنگی غرب وسرمایه داری لجام گسیخته جهانی وغیر بومی امپریالیسم سامان دادند . که بعد، از بین هواداران، یاران ،انقلابیون ،پاسداران وبه اصطلاح روشنفکران اسلامگرای دیروز که از قدرت جدا ماندند و یا توسط تمامیت خواهان به عناوین التقاطی ،منافق ،ملی گرا ،دگراندیش ،غیرخودی ،لیبرال و... کنار گذاشته و به بازی گرفته نشدند ، عده ای به اپوزیسیون داخل ویا خارج پرتاب شدند ،عده ای درقدرت و یاحاشیه با تعویض و یا پنهان کردن چهره منتظر فرصت ماندند وعده ای زیر چتر فلان آیت الله وفلان انجمن و دفتر اسلامی رفته وبه انتقاد از بالا وپایین وچپ و راست دست زدند ویا احزابی مخالف ،اما در چهارچوب و قبول قانون اساسی ، ولایت فقیه وحفظ نظام اسلامی تشکیل دادند
تمامی اینها کم و بیش سه وظیفه مهم وبه هم تنیده دربرنامه خود داشته و دارند : مواجهه با تمدن و مدرنیته غرب ، قبول یا پس زدن ونقد قسمت هایی از آن واینکه ببینند چه بخشهایی از مدرنیته را میتوان با اسلام همساز کرد و یا چه بخشهایی از اسلام ظرفیت مدرنیته را دارد . از سویی باید با خطر بی دینی ، سکولاریسم و لیبرالیسم رادیکال ،آته ئیسم ،سوسیالیسم وکمونیسم که در بین جوانان شیوع یافته مبارزه کنند . وازطرفی مبارزه با انزوای سرمایه واسلام به سبب حکومت و نظام اسلامی تمامیت خواه که نماینده رسمی واصیل اسلام بوده ،ویا به زبانی نقد ،اصلاح و تجدید نظر دراسلام اعتقادی قبلی خودشان ! مبارزه با اسلام طالبانی خشونت طلب و تروریست، وگفتمان وپیدا کردن شریک وهم رای درغرب و جذب سرمایه وورود به بازار جهانی آن . این شد که با برگشت مجدد به شریعتیسم ،افکار روشنفکری اسلامی ونواندیشی دینی ، زیر عبای خاتمی رفتند وجبهه دوم خرداد را جلو انداختند . اصلاحات ، تجدید نظر طلبی ، مدارا ، تساهل و تسامح را باب و تبلیغ کردند . به اصطلاح دم ازنوعی رنسانس ، پروتستانیسم وحتی پروستریکا وگلاسنوس اسلامی درون نظامی ، خود ساخته بدون پایه واصول زدند که ، روی هوا هم بند نبود! از سوی احزاب و اپزیسیون نزدیک و برادر،گرایشات سیاسی اقتصادی شیخی ، مکلایی ،وطنی ، سلطنتی ودوستان در دنیای سرمایه، غرب و آمریکا هم حمایت و تأیید شدند که ثمری نداشت و پروژه شان بعد از هشت سال دولت وچند سال مجلس در دست داشتن به شکست انجامید .
اکنون با توجه به حاکمیت تام وتمام اسلام گرایان بنیادگرای راست ومحافظه کار، برای مقابله با آنان وکسب قدرت ،برای مواجه با غرب و جذب سرمایه ، برای مقابله با بی دینی و اته ئیسم ،آزادیخواهی و سکولاریسم ، سوسیالیسم وکمونیسم ،برای حفظ ثروت ، سرمایه ، اسلام ونهاد هایش از شورش وانقلاب مردم به جان آمده ، مجددابه مولود اسلامی شریعتی ،قمشه ای ،کدیور ، اشکوری ،سروش ها واسلام آمریکایی (بقول بنیادگرایان اسلام سیاسی حاکم:اسلام رفاه ، تجمل وعافیت جویی،سازش و فرومایگی ،اسلام تعیش و اشرافیت ،اسلام مرفهین بی درد!_ گو اینکه اسلام خود این بنیادگرایان هم از این اوصاف مبری نیست!! ) روی آورده و آن را تولید، باز تولید ، تبلیغ و اشاعه می کنند با همتایان آمریکایی و غربی شان جلسه و سمینار میگذارند تا اسلام را زنده نگه دارند . تا اسلام ذاتا حکومتی ، سیاسی وخشن ،اسلام کشتار ، اعدام ،شکنجه و زندان را پس از سه ده جنایت وادار به عذرخواهی ، عقب نشینی ، تغییر، نرم وملایم شدن ، اصلاح ورفرم پذیر بودن ،قبول رفراندوم، رعایت حقوق بشر و... بکنند . که جناح حاکم رژیم ونظام اسلامی برود کنار تا آنان برگردند و مجددا به پیاده کردن اسلام راستین و ناب محمدی با برداشت و قرائت نواندیشان دینی دوم خردادی ، یا فرای آن ویا خارج ازآن بپردازند. ازطرفی نهضت آزادی غیرخودی شده وسازمان مجاهدین برانداز شده هم در انتظارند تا اسلام ناب محمدی بازرگانی وملی یا دمکرات وخلقی خود را حاکم و جاری نمایند !

(اسلام نواندیشان و روشنفکران مدرن کجای اسلام است؟؟ )
حال که نظری مختصر به اساس ، منشا و تاریخ تولد این برداشت و قرائت از اسلام انداختیم و با اهداف ،خواسته ها و وظایفش آشنا شدیم ، برای اینکه از اصل بحث اسلام چیست و مسلمان کیست دور نشویم، ببینیم برداشت ، قرائات وتفاسیرشان چه میگوید ؟ آیا با اسلام وقرآن همخوانی دارد؟
( نواندیشان وتفاسیرشان از متون اسلامی: ) اینها میخواهند با تفاسیر و قرائات من در آوردی ، دروغ وغیرواقعی که ربطی به اسلام ندارد، چهره کریه اسلام سیاسی حکومتی و سنتی تاریخی را با تمام دگمها ، خرافات ، مشکلات ذاتی وعریانش ، پنهان وبزک کنند ، در صحنه وزنده نگه دارند تا به خورد جوانان ،دانشجویان ، زنان ، کارگران و مردم بدهند ، تا در مواقع مقتضی بتوانند با کم و زیاد کردن تزریق این افیون ،آنان ، افعال و افکارشان را کنترل کنند ! بنابراین بجای قرائت رسمی ، سنتی و تاریخی رایج ازقرآن و دین (همچون سروش که در مصاحبه ای گفته : برخلاف علمای سنتی که هرگز ماورای متنی که می خوانند نمی روند روشنفکران مدرن با روشهای مبتکرانه و انتقادی قادر به قرائت و فهم عمیق ترمتون هستند "همان قرآن ازلی و ابدی که به همه چیز پرداخته و کامل است مورد نظر ایشان است "!) ، قرائت پذیری قرآن و اسلام راتبلیغ و حمایت می کنند .بر تفسیر ، تأویل پذیری و نسبی بودن فهم قرآن واسلام تأکید دارند .شناخت دین و قرآن را نسبت به هرعصر و زمانه ای با تفسیر مفسران ونه اصل متن در ارتباط میدانند . یعنی ذهن و افکار هر مفسر میتواند بجای محمد و خدایش بنشیند و آیات قرآن را با معنا و مفهومی جدید وامروزی از سوی خدا! اما به زبان ، مفهوم وبرداشت خودش مجددا تولید و صادر نماید!! یعنی تفسیر به رای کند ،معنا بسازد وتحمیل کند وحتی اندیشه های سیاسی جناحی ، منافع طبقاتی واعتقادات شخصی خود را درآن بگنجاند!! روشنفکران و نواندیشان دینی بسیاری از احكام‌ جنایی و ضد بشری اسلامی وقرآنی‌ را تغييرپذیر میدانند و میگویند برای زمان، مکان ، شرایط ، اوضاع اجتماعی و فرهنگی قرنها پیش بوده ! میگویند که: آیات قرآن معانی سمبلیک دارد و نباید به ظاهر آنها توجه کرد! همواره سعی در توجیه عقاید و باورهای دینی خود و سازگار کردن آنها با باورها ، عقاید ، محصولات فکری علمی تمدن ، جامعه امروزی و پیش رفته یا مدرنیته دارند . با هرخرافه ، تناقض ویاوه ای که در متون دینی روبرو شدند یا آنرا با تفسیری، بخیال خود رفع میکنند یا موزیانه و مذبوحانه آنرا تحریف میکنند، یا دور می زنند ،سفسطه ومغلطه می کنند! بر این اساس میگویند امکان سازگاری قرائت هایی از اسلام با برداشتهایی ازمدرنيته وجود دارد و بالاخره برخی از اینها تأکید میکنند که اسلام برای اخلاقیات مردم لازم است تا ترمزی باشد که دزدی ، فساد و فحشا زیاد نشود! خود اسلام خوب است و عیب از مسلمانی ما وبخصوص از آخوندهاست ، کجای قرآن گفته آخوند وآیت الله باید باشد ؟(اگر آخوند و متولیان مذهبی نبودند که خیلی عالی می شد! دیگراسلامی نمی ماند که ما بحثش را بکنیم!) ومسلمین سکولاراضافه میکنند که دین باید به عنوان امر خصوصی افراد بماند و باشد ، اصل اسلام به خداشناسی ورابطه شخصی انسان و خدا محدود است وقرار نیست و نباید که در سیاست و حکومت دخالت کند !! چه اسلام بی محمد وخدا ، بی قرآن ، بی شریعت ، بی احکام ، بی ضرر ، بی خطر، خوب و ملایمی ساخته واختراع کرده اند ، این مسلمین سکولار!!؟

(چند سوال از نواندیشان مدرن و مسلمان )
روشنفکران و نواندیشان دینی مدرن و مسلمان با برداشتهای کم و بیش مشابه از اسلام و قرآن درگروه ها ،احزاب و سازمانهای دوم خردادی، اصلاح طلب ، ملی مذهبی ،مجاهد ،ملی گرا، لیبرال، دمکرات ، جمهوری خواه ،سلطنت طلب و مشروطه خواه بچشم می خورند و فعالیت دارند . البته شاید در میانشان عناصرصرفا سکولار، لائیک وحتی آته ئیست هم باشند که به سبب منافع طبقاتی وحفظ قدرت و ثروت و دشمنی دیرینه با سکولاریسم ، سوسیالیسم و کمونیسم رادیکال،واقعی و انقلابی ناچارشده اند ،علی رغم میل باطنی از اسلام وقرآنی که خود هم قبول ندارند بنوعی دفاع کنند !! و این جمله کلیشه ای و بی مورد را تکرار کنند که نباید به اعتقادات و باورهای مذهبی مردم اهانت کرد !که جوابی کلیشه ای هم دارد که خود باور با آزادی بیان باور، فرق دارد . باید از این نواندیشان ، روشنفکران و تحصیلکرده های قرن اتم وارتباطات با همه تفاسیر من درآوردی که از قرآن و اسلام کرده و می کنند ، که دم از اسلام و مدرنیته میزنند ، که میگویند علم ، آزادی ، حقوق بشر ، سکولاریسم وحقوق زن تضادی با اسلام ندارد، با همه تلاشهای مذبوحانه ای که کرده اند و می کنند با تمام انعطاف و زد و بند و عقب نشینی هایی که کرده ا ند با همه ماله بدستی ها و جاده صاف کنی ها و بزک کردن ها که کرده ومی کنند ، با ...
سوال کرد : چطور و چگونه میتوانند ، نصوص صریح قرآن و اسلام را توجیه و تفسیر کنند و یا کنار بگذارند؟ دین بقول آخوندها محکمات و نصوصی دارد که قطعیات است و یک قرائت بیشتر نیست و ندارد ، پس چگونه شما ها با این تفاسیر ،تحاریف و تکاذیب همچنان خود را مسلمان و شیعه میدانید ؟ آیا اینها توهین به شعور مردم نیست!؟ وقتی ماهیت ارتجاعی و ضدزن ، ضد آزادی وبرابری ،ضد لیبرالیسم ودموکراسی،ضد حقوق بشر و آزادیخواهی ،ضد امانیسم و مدرنیته ،ضد سکولاریسم و سوسیالیسم، اسلام را پنهان و یا وارانه نشان میدهید توهین به شعورمردم نمی کنید!؟ سد راه مبارزه مردم نیستید ؟ با کنیز و برده داری وتعدد زوجات، با معاد و بهشت و جهنم که از ضروريات دين است ، با حرمت ربا در قرآن به صراحت و اقتصاد و بانکداری ربوی چه میکنید؟ چگونه میتوانید اینها را تفسیر و تحریف کنید ؟ چرا مردم را گول می زنید ، تحمیق می کنید و خودتان را به حماقت زده اید !؟ با خدای اسلام که چون محمد درعربستان آنزمان می زیسته و محدود در زمان ومکان بوده واز جهانی که به اصطلاح خود ساخته، خبری نداشته و بجای تکامل موجودات وچگونگی تکامل وبوجود آمدن بشر، از گل و سفال وخلق آدم وحواسخن گفته چه می کنید !؟ با آنهمه خرافات و مطالب غیرعلمی و کودکانه درباره معجزات که کلام خدای قرآن است چه میکنید!؟ با اسلام سیاسی حکومتی ،حاکمیت الهی وخلیفه گری ،امامت شیعه وتکالیف قرآنی ، احکام الهی ازلی ،ابدی ، واجب ، تغییر و خدشه ناپذیر و اما ضد بشری قرآن، چه میکنید !؟ وقتی قرآن پر از آیات جهاد ،کشتار ، قتل مشرکان ، مرتدان ، منافقان و کافران است چگونه میتوانید دم از اسلام نرم ملایم ، خوش خیم وغیر تروریست اختراعی خود بزنید!؟

( تضاد آزادی وبرابری ، علم و مدرنیته با جهل وسرمایه ،خرافات و مذهب : )
اسلام وطیفهای مختلف آن ،چه بخواهند و چه نخواهند نمی توانند جلوی ورود علم ، مدرنیته ،آزادی وبرابری انسانها را بگیرند . نه در گذشته توانسته اند ، نه اکنون میتوانند و نه در آینده خواهند توانست ،این راه را سد کنند . شاید در مقاطعی با زور اختناق ، سانسور ، سرنیزه ،چماق ،شکنجه واعدام بتوانند وقفه ، زیگزاگ وحتی عقب گردی در این راه ایجاد و تحمیل کنند ، اما شک نکنیم که موقتی است . مگر تا صد،صدوپنجاه سال قبل کت شلوار و دامن بود ؟ دبستان ، دبیرستان و دانشگاه بود؟ اتوموبیل ،اتوبوس ، قطار وهواپیما بود؟ برق ،تلفن ، رادیو ، تلویزیون ، سینما ، ماهواره ، روزنامه ،مجله و اینترنت بود؟ نه نبود ، تنبان بود وقبا ، شلیته وچاقچور ، مکتب خانه وحوزه ، اسب و خر ، شمع وچراغ موشی ، چاپارخانه وپیک، تعزیه بود وقصه های هزار و یکشب و امیر ارسلان نامدار و فرخ لقای خالدار ننه بزرگها زیر کرسی !! هر چه علم ومدرنیته جلو رود و سرعت گیرد وپویا باشد، به همان نسبت جهل و خرافات و مذهب عقب نشینی کرده وایستا می شود . هرچه در راه آزادی و برابری وحقوق انسانها مبارزه شود ، جهل و سرمایه عقب نشینی خواهد کرد . هرچه در راه اتحاد وآزادی کارگران و زحمتکشان وانسانهای آزادیخواه وشریف و با وجدان کوشش و کار شود به همان نسبت ، تبعیض و نابرابری جنسی وقومی و نژادی و مذهبی وگرایش به آنها کم رنگ تر و بی اثر تر خواهد شد .
بهتر است روشنفکران دینی بجای سعی درانطباق مدرنیته با اسلام و یا اسلام با مدرنیته ، فقط به مدرنیته بپردازند یا فقط به اسلامشان . چرا که مردم از مدرنیته و یا دستاوردهای تمدن که حاصل تکامل اجتماعی بشری تا به امروز می باشد ، توقع آزادی و رهایی از استبداد وخرافات وجهل دارند. . سنت ستیزی ،امنیت ورفاه ، آسایش و زندگی انسانی ،علم و پیشرفت ، برابری طلبی و آزادیحواهی ، امانیسم و ماتریالیسم ، سکولاریسم وسوسیالیسم ونبود استثمار وبهره کشی را انتظار داشته ودارند . پس طبیعی است که از اسلام بیگانه و دشمن با این مقولات توقعی نداشته باشند، جز اینکه شرش را از سر مردم کم کند و برگردد به عصر حجر که شاید به درد آن زمان بخورد ! البته اگر نواندیشان دینی دست از سرش بردارند واینقدر توجیه و تفسیرش نکنند، رنگ و بزک ولعابش نکنند ، لی لی به لا لا ی نداشته اش نگذارند ، باز تولیدش نکنند و ماله ها را برای همیشه دور بیندازند!
چرا که دین ، چه خوش خیم سروشی وسکولاری چه بد خیم مصباحی وطالبانی ، به درد انسانهای این کره خاکی نمی خورد ، تاریخ مصرفش گذشته واحتمال ایجاد ، خطر مسمومیت دارد، بنابراین محکوم به فناست . در این شک نکنیم . چرا که مدرنیته مثبت و انسانی باعلم امروزی و جوانش ، درهمین مدت کوتاه ، توانسته چهره وضمیر جهان وجامعه بشری ومقولاتش را به اندازه هزاران سال تغییر دهد ، ادیان وخدا را به حاشیه براند وخالق آنها یعنی انسان را بجای واقعی اش بنشاند واساس ومحور قرار دهد .(( اساس سوسیالیسم انسان است))

منوچهر اسدبیگی ( بابک حکمت )
 




 


نوشته شده توسط منوچهر اسدبیگی در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 |