(( گند عالم گیرضدیت اسلام سیاسی با آزادی بیان ))
اخیرا در یک روزنامه سوئدی تصویری منتشر شد با بدنی به صورت سگ و سری که به پیامبر اسلام نسبت داده شده . طراح این تصاویر، نقاشی سوئدی بنام لارش ویلکس می باشد که در ابتدا چندین نمایشگاه و روزنامه از نمایش وانتشارآن تصاویر خود داری می کنند، تا اینکه روزنامه " نریکه آله هاندا " با استفاده از حق آزادی بیان در سوئد آن تصاویر را چاپ میکند . که پس از انتشار عده ای از مسلمانان در مقابل این روزنامه تجمع کرده و دست به تظاهرات و اعتراض میزنند که این تصاویر توهین به مقدسات اسلام بوده و مسلمانان را جریحه دار کرده وخواستار عذرخواهی سردبیر روزنامه می شوند ، که روزنامه هم در سرمقاله ای به دفاع بدون مرز از آزادی قلم و بیان پرداخته وعذرخواهی نمی کند .
از طرفی دهها نامه و پیام تهدید به مرگ از سوی مسلمانان تندرو برای طراح تصاویر و به وبلاگش ارسال میشود . طراح اعلام کرده که هدفش از این کار، بحث در مورد مرزهای هنر و آزادی در کارهای هنری بوده ، گفته چگونه است که در هنر انتقاد از آمریکا و اسرائیل هست اما ازجهان اسلام نیست ؟ چرا در مورد همه ادیان میتوان کاریکاتور کشید اما در باره اسلام نمی توان ؟
جمهوری اسلامی ایران هم در این مورد واکنش نشان داده و سرپرست سفارت سوئد در تهران به وزارت خارجه احضار شده ، ضمن محکوم کردن چاپ تصاویر در روزنامه سوئدی ، این اقدام را توهین به احساسات مذهبی بیش از یک میلیارد مسلمان دانسته ، خواهان محکوم کردن این حرکت توسط دولت سوئد شده واعلام می کند که نباید از آزادی مطبوعات سواستفاده بشود !! که سرپرست سفارت سوئد در تهران هم به مقامات ایران توضیح می دهد که " رسانه های سوئد حق دارند بدون اینکه نیازمند به کسب اجازه قبلی از دولت داشته باشند هر آنچه را که مایلند بنویسند "
از طرفی تشکیلات حزب حکمتیست در شهر استکهلم هم در دفاع از آزادی بیان علیه ارتجاع اسلامی فرا خوانی جهت شرکت در اکسیون اعتراضی می دهد و آن را برگذار می کند .
ومحمود احمدی نژاد در یک کنفرانس مطبوعاتی در تهران می گوید " به احتمال قوی صهیونیستها پشت چاپ این تصاویر بوده اند و هدفشان نیز این بوده که رابطه سوئد و اروپا را با مسلمانان تیره کنند " سردبیر روزنامه " نریکه آله هاندا " در مصاحبه ای با خبر گزاری ت ت سوئد در این رابطه گفته : ما باید تابع قوانین آزادی نشر و بیان در سوئد باشیم . اینکه دولت ایران نظر دیگری در مورد دمکراسی و آزادی بیان دارد کاملا مشخص است . من نمی توانم خودم را با وضعیتی که در ایران وجود دارد تطبیق دهم .
در سوئد اعتراض مسلمانان ادامه دارد و مرکز اسلامی قصد دارد در روز جمعه۳۱ آگوستی تظاهراتی برپا کند .
( مطالب فوق، نقل و نقل به مضمون از سایت استکهلمیان ،ایران تلگراف و رادیو پژواک می باشد. )
واما مسئله مهم این است ، چرا در سوئد که یکی از آزادترین کشورهاست ، عده ای مسلمان تندرو باید بتوانند آزادی بیان را تهدید و محدود کنند ، زیر سوال ببرند و به آن حمله کنند ؟چرا باید نمایشگاهها و مطبوعات سوئدی از ترس اسلام طالبانی ناچار به عقب نشینی از حق مسلمشان یعنی آزادی بیان شوند ؟ چرا مسئولین و نهادهای دولتی ، هنری و رسانه ای در سوئد از آزادی بیان دفاع و حمایت جدی نمی کنند ؟ چرا مسلمانان تند روی طالبانی می توانند ، خیلی راحت هنرمندی را به خاطر چند طرح تهدید به قتل نمایند ؟ مگر ون گوگ فیلمساز را امثال همین ها به قتل نرساندند ؟ مگر فتوای حکم قتل سلمان رشدی را امثال همین ها ندادند ؟ مگر هزاران نفر را در جای جای این کره خاکی همین ها ترور و مثله نکردند ؟ مگر یازده سپتامبر را اینها بوجود نیاوردند ؟
و اما پناهجویان ، پناهندگان و دیگر آزادیخواهان و فعالین سیاسی که از جهنم اسلامی فرار کرده و سالیان سال طعم تلخ شکنجه های قرون وسطایی ، تحقیر ، توهین و زندان اسلام سیاسی را چشیده و با گوشت و پوست و استخوان خود آن را لمس کرده اند ، نمی توانند نسبت به این وقایع بی تفاوت و خاموش باشند و از آزادی بیان و اندیشه و قلم دفاع نکنند ، چرا که آمده اند تا در این کشور و در پناه آزادی عقیده و بیان زندگی و فعالیت کنند ، نه اینکه اینجا نیز توسط اسلام سیاسی آزادیشان محدود و یا تهدید شود .
چرا وقتی هر روز در عراق دهها مسلمان با بمب گذاری و موشک همدیگررا به خاک و خون می کشند ( شیعه ، سنی ، فرقه ها و گروه های مختلف اسلامی ) ، صدای اسلام سیاسی طالبانی در نمی آید که بگوید ، این انسانها جزو همان یک میلیارد مسلمان هستند که نه توهین و جریحه دار! بلکه کشته می شوند! ؟
می پرسیم چگونه است که مسلمین آزادند به هر کجای دنیا که بروند ، علم و کتل ومسجد و تکیه و عزاداری و حجاب و روبنده خود را ببرند ، اما هرکس به جوامع آنها برود نمی تواند و نباید طبق فرهنگ و سلیقه خود زندگی کند و باید حتما طبق قانون آنها پوشش و حجاب اجباری و تحمیلی اسلامی داشته باشد ؟
چگونه است که زنان و دختران در ایران باید به ضرب و زور چماق ، حمله ، تحقیر، شلاق ،کتک و شکنجه مأمورین انتظامی و لباس شخصی وحتی زندانی شدن ، مجبور به رعایت حجاب و پوشش اجباری بشوند و این توهین به زن و انسانیت محسوب نمی شود ؟ و اما اگر یک کشور اروپایی همچون فرانسه بخواهد طبق قوانین خود از ورود مسلمانان با حجاب به مدارس جلوگیری کند این کار ضد آزادی محسوب می شود ؟ چرا مسلمانان اما نمی خواهند به قوانین و آزادی مطبوعات که در کشور های اروپایی جاری است احترام بگذارند ؟
وقتی اسلام سیاسی سالهاست با استناد به مجوز آیات جنایی قرآن و احکام و قوانین شرعی دست به اینهمه جنایت و فجایع ، اعدام و سنگسار ، ترور و قتلهای زنجیره ای میزند ، هزاران زندانی سیاسی را فقط به گناه دگر اندیش بودن ، به عنوان کافر و مرتد و منافق قتل عام و کشتار می کند ، وقتی هر روز جوانان ، زنان ، فعالین و مبارزان دانشجویی و کارگری و سیاسی ، روزنامه نگاران و نویسندگان و فعالین حقوق بشری و آزادیخواهان دستگیر و شکنجه و زندانی و اعدام می شوند چرا اینها ، توهین اسلام به انسانها و بشریت و آزادی محسوب نمی شود و به اینها اعتراض نمی شود !؟ اما چند طرح یک نقاش و هنرمند ، باید توهین به مسلمانان و مقدسات قلمداد شود !؟
و در اینجاست که مشخص می شود برای اسلام سیاسی ، انسان و آزادی بیان ، توهین به آزادیهای بشری و کشتار و شکنجه انسانها مهم نیست ! جان انسانها با ارزش و مقدس نیست ، بلکه فقط تابوهایی مقدس و محترم است که ربطی به انسانهای امروزی و حقوق آنها ندارد و مربوط به هزارو چهارصد سال پیش است . وقتی خود مسلمانان تندرو اینهمه برای مقدساتشان ، خدا و اسلام و قرآن و محمد مشترکشان همدیگر و زن و بچه هایشان را به خاک و خون کشیده و تکه پاره می کنند یعنی ، تحمل هیچ آزادی عقیده ودگر اندیشی در بین خودشان را هم ندارند ، چه رسد به غیر مسلمان و سکولار و لائیک و آته ئیست ایرانی و اروپایی ! و این هشدار را باید به اروپائیان داد که عقب نشینی آنها از مواضع حقوق بشری ، سکولاریسم و آزادی بیان بخاطر معاملات و معادلات سیاسی ، اقتصادی ،تجاری ، نفتی و سرمایه ،باعث قدرت گرفتن هرچه بیشتر اسلام سیاسی و ترور و تحجر در تمامی جهان شده که خطرات و ضررش در آینده برای بشریت ، بسیار بیشتر از منافع اقتصادی کنونی دولتهای اروپایی است !
پس باید وظیفه خود بدانیم که چهره کریه ، زشت ،خطرناک ، تروریست و طالبانی اسلام سیاسی این بزرگترین دشمن آزادی بیان ، اندیشه ، قلم ، برابری و انسانیت را ، این بزرگترین لکه ننگ و سیاهی در تاریخ بشری را به جهانیان بشناسانیم ، واز خطرات این اسلام تروریست هرچه بیشتر آگاه سازیم .
اینجاست که می گوئیم اسلام واقعی همین اسلام طالبانی و سیاسی حکومتی بنیادگراست ،که طبق قرآن و قوانینش تاب تحمل هیچ گونه آزادی عقیده و بیانی را برای بشر ندارد و اصلا به آن بهایی نمی دهد ، چرا که درقرآن و آیات جنائی اش آمده که هرکس مسلمان نیست و یا از اسلام برگشته کافر ومرتد و نجس است وخونش باید ریخته شود .و در یک جمله دگر اندیشی و آزادی عقیده و بیان در اسلام جایی ندارد !
یاد تمامی جان باخته گان کارگری ، دانشجویی ، قتلهای زنجیره ای و هزاران زندانی سیاسی در راه آزادی ،رهایی ، برابری ، سوسیالیسم و انسانیت گرامی باد .
آیا هنوز هم هستند کسانی که به خود جرئت دهند و منکر گند عالم گیر ضدیت اسلام سیاسی با آزادی بیان شوند ؟
۳۰ augusti ۲۰۰۷ منوچهر اسدبیگی ( بابک – حکمت )