تبليغاتX
تا آزادی - بحران نظام و حکومت اسلام سیاسی با مردم ایران چه خواهد کرد!؟

بحران نظام و حکومت اسلام سیاسی با مردم ایران چه خواهد کرد!؟

بحران نظام و حکومت اسلام سیاسی با مردم ایران چه خواهد کرد!؟

    ظاهرا بهانه این جنگ احتمالی از سوی جنگ طلبان امپریالیستی آمریکایی وتند روهای صهیونیستی ، دست یابی رژیم به سلاح اتمی وعواقبش در حمله به اسرائیل و تهدید برخی کشورهای منطقه وبروزجنگ جهانی سوم قلمداد می شود ! ودیگربهانه ها وواقعیتها ، قدرت نظامی و موشکی برتر جمهوری اسلامی در منطقه نفت خیز خاور میانه، تحرکات وسرشاخ شدنش با منافع آمریکا و اسرائیل، ایجاد تنش در این منطقه و کمک های مادی و معنوی اش به گروه های تندروی اسلامی فلسطینی و لبنانی و عراقی و افغانستانی وتأثیراتش و نفوذش برای تشکیل حکومت های اسلامی و ضد آمریکایی و تحرکات مخرب و بنیادگرایانه اسلام سیاسی و تروریستی  رژیم در این کشورها ، منطقه و در همه جهان است ! لذا آمریکا و دولتهای اروپائی با همه تاکیدی که بر گفتگو وراه های صلح آمیز جهت رفع بحران اتمی ایران دارند، اگر که به نتیجه مطلوب خود یعنی توقف کامل وشاید بدون قید و شرط  غنی سازی از سوی رژیم ایران نرسند ، دست بردار نیستند. پس احتمال وقوع این جنگ وجود دارد!ببینیم چگونه شد که پس از سه دهه رژیم و نظام اسلام سیاسی حاکم در ایران ما را به اینجا رساند :                                                                                                                               
دربهمن ماه سال 57 نظام استبدادی شاهنشاهی سرمایه داری طرفدار آمریکا وغرب وسیله نیروها ی کمونیست (چپ سنتی!) ،آزادیخواهان دموکرات و جمهوری خواه ، مجاهدین ، ملی مذهبی ها  و مذهبی ها (اسلام سیاسی !) با رهبری خمینی  و حضور و بسیج میلیونی اقشار مختلف مردم در تظاهرات و اعتصابات و مبارزات کارگری سرنگون شد. اینکه چگونه کمونیستها و نیروهای مترقی بدلیل نداشتن پایگاه مردمی و توده ای از عهده رهبری درانقلاب بر نیامدند و اینکه چگونه مذهبی ها و در رأس آنها خمینی توانست بقولی انقلاب مردم و کارگران و آزادیخواهان را بدزدد ومردم و سیاسیون را گول بزند و فریب دهد ، بحث دیگری است، چرا که بیشترین سهم شکنجه و اعدام و تبعید و زندان از آن کمونیست ها و مجاهدین بود ! و ملی مذهبی ها و مذهبی ها کمترین هزینه را کرده بودند !                                                                                                                                                                               
    عناصر مذهبی و اسلام سیاسی در راس حکومت یا جمهوری! اسلامی قرار گرفتند ،ارکان نظام سرمایه داری رژیم شاهنشاهی با ظاهر انقلابی وجدید اسلامی پا برجا ماند ! تصفیه و اعدام های انقلابی عناصر اساسی ومهم  دولتی وساواکی و ارتشی طرفدار شاه که تمام شد ، رژیم رفت بسراغ تسویه حساب با کمونیستها ومبارزینی که ماهیت رژیم جدید با قبلی را یکی میدانستند ،اکثر آنان را اعدام و یا روانه همان زندانهای پیشین کرد ، برخی شان به خارج فرار کردند و یا در کردستان مستقر شدند و... سپس مجاهدین را التقاطی و منافق خواند( به درست و غلطش کاری نداریم !) وپس از بگیر و ببند و ترور و کشتار و اعدام وانتقام و بمب گذاری ، بلاخره این نزدیکان مسلمان هم به صف اپوزوسیون رفتند ،  بنی صدر ، قطب زاده و یزدی و ملی مذهبی ها را تا چند سالی تحمل کردند و پس از دولت موقت و وزیر و وکیل شدن بمرور کنارشان گذاشتند ، نهضت وحزبشان را غیر قانونی اعلام کردند ، تندروهایشان را به زندان انداختند و بلاخره آنها نیزمجبور به نقل مکان در اپوزوسیون داخل و یا فرار شدند ،پس از اینکه از کمک و همکاری و خیانت برخی از عناصر اکثریتی وتوده ای ضد امپریالیست استفاده و سو استفاده کردند ، آنها را نیز به زندان یا تبعید روانه و یا مجبور به رنگ عوض کردن در داخل یا ورود به صف اپوزوسیون داخل و خارج کردند .                                                                  

     شعارهای انقلابی و وعده هایی که به مردم داده بودند را کنار گذاشتند ، حرف ها و بحث ها وبرخورد ها را اسلامی تر کردند ، دایره حکومتی ها و خودی ها را با مرزبندی های شفاف تر ترسیم و تنگ تر کردند ، درپی شعار صدور انقلاب  و رفتن به قدس از راه کربلا، و آغازپیش روی اسلام سیاسی در منطقه و تضاد بوجود آمده  ،جنگ با عراق رقم زده شد. که برای مردم بدبختی و فلاکت و فقر و کشتارو بمباران در پی داشت و برای حکام نعمت و برکات الهی داشت، تا بتوانند بیشتر به قلع و قمع مخالفان بپردازند ، تا هزاران نفر از باشرف ترین و مبارز ترین  انسانهای کمونیست و مجاهد وآزادیخواه را در زندانهای خود قتل عام کنند و سانسور واختناق و سرکوب و تعرض به زنان و جوانان و فعالین سیاسی و حقوق بشری و کارگری و... را گسترده تر کنند .        

   و پس ازآن نیروهای خودی را به نامها و گرایشات ظاهرا متفاوت به تناوب در راس دولت و مجلس و دیگر نهاد های حکومتی قرار دادند ، با فریب زنان و جوانان و مردم ، آنان را به صحنه های مضحک انتخابات  آنهم با نظارت استصوابی شورای نگهبان و قبول و التزام به اسلام وچهار چوب قانون اساسی نامزدها کشاندند ، و برای نمونه در دورانی که خاتمی بنام اصلاح طلب و با فریب مردم به میدان آمد و مجلس در دست طرفدارانش بود ،قتلهای زنجیره ای رخ داد ، به کوی دانشگاه حمله شد ، روزنامه های زیادی بسته شد ، فقر و زندگی زیرخط فقر برای کارگران و اقشار ضعیف جامعه عادی و نهادینه شد ، استثمار و دزدی واختلاس و چاپیدن سرمایه داران وآقازاده ها و دانه درشت ها و ثروت اندوزان بیش از پیش فراگیر و گسترده تر شد و...           

    تا اینکه درنمایش انتخابات ریاست جمهوری قبلی بین رفسنجانی مثلا میانه رو که پس از سالها در راس دولت و مجلس بودن مثل بقیه سر و ته این کرباس، هیچ گلی بسر این مردم نزده بود و بجز جنایت و ثروت اندوزی در کارنامه خود نداشت ،مردم را به سمت چهره و انتخاب جدیدی بنام احمدی نژاد سوق دادند که طبق روال خودی های قبلی و با وعده ها و شعارهای فریبکارانه و دروغ ،که مسئله ما مو و پوشش جوانان نیست ، که مردم سلیقه های مختلف دارند ، که میخواهم بروم بسراغ دانه درشتها و آقازاده ها ، که میخواهم پول نفت را سر سفره مردم بیاورم و...خود را در راس حکومت اسلام سیاسی قرارداد . و به پیشبرد و ادامه سیاستهای نظام و رهبری  و دولت های قبلی در صدور اسلام سیاسی و بسط جهانی آن ، اجرای قوانین شرعی و الهی ، تضمین سرمایه و سرمایه داری و استثمار ، سرکوب و بگیر و ببند و تعرض به جوانان و زنان و سنگسار و اعدام با جرثقیل در ملاء عام وبه زندان روانه کردن کارگران و دانشجویان و اعدام فعالین سیاسی و...پرداخت .ضمن اینکه این دیکتاتور کوچک از حمایت کامل و بالای رهبری برخوردار است ، خود را موظف به رعایت کامل خط و خطوطی میداند که ازسوی شریعتمداری کیهان وجنتی و مصباح ها تا استاد مولانا ها و درراس همه از ولایت فقیه یا دیکتاتور بزرگ و قیم مردم به او دیکته می شود!                                                                   
   البته نقش بسیار بالا و حساس و تعیین کننده و اساسی خودی های اصلاح طلب و روشنفکران دینی و ملی مذهبی هایی  را که ، با تقویت حکومت و نشان دادن راهکار و پیشبرد اسلام سیاسی ، برنامه ریزی واستقرار این حکومت را در این سه دهه و حتی قبل از آن به عهده داشتند ، جاده صاف کنی ها و ماله کشی ها و تفاسیر و توجیهات و دفاعیاتی که از حکومت و اسلام وشریعت و قوانتین قرآنی و...کرده اند، و تضاد و دشمنی که  با مبارزان  و آزادیخواهان سکولار و لائیک وحقوق بشری و فعالین سیاسی سوسیالیست و کمونیست و سرکوب آنان داشته اند  ، را که در مجموع باعث و منجر شده اصولگرایان یا اقتدار گرایان یا بنیادگرایان اسلام سیاسی به اینجا برسند را نباید فراموش کرد و از یاد برد!!                                                                            
 
   اینکه چرا نیرو های مبارز وآزادیخواه مترقی اپوزوسیون ، براندازان و سرنگونی طلبان ، بخصوص سوسیالیست ها ، کمونیستها و دمکراتهای جمهوری خواه، پس از این سه دهه مبارزه و فعالیت نتوانسته اند به اتحاد عمل و منشوری مشترک ،آنهم فقط در حیطه مبارزه و براندازی رژیم اسلامی دست یابند ، اینکه چرا بجای این اتحاد عمل ، شاهد تفرق و انشقاق و انشعاب در میان هر کدام از این طیفها و گرایشات هستیم ، اینکه چرا این جنگ و دعوا و برچسب و توهین ها به یکدیگر را کنار نمی گذارند و... بحث دیگری است!! تنها امیدواری و انتظار این است ، حد اقل در شرایط کنونی که  متأسفانه امکان بروز جنگ و درگیری نظامی آمریکا و ائتلافی از کشورهای اروپایی با رژیم جمهوری اسلامی ایران به قوت خود باقی است  و در دستور و روی میز قرار دارد ، این نیروها رویه و روشهای قبلی را کنار گذاشته و وقت و نیرو و امکانات خود را بجای بند کردن و گیر دادن به هم دیگر ، معطوف به جلوگیری ازبروز این جنگ خانمان برانداز با هر روش و راهی که بنظرشان  می رسد بکنند! چرا که هر دو طرف در این جنگ احتمالی منافعی دارند و بنوعی به پیروزی می رسند ، بجز مردم ایران که در هر صورت شکست خورده ، بازنده و قربانی اصلی خواهند بود !!                                  

      زور و فشارسازمان های بین المللی و آژانس اتمی وبرخی دموکرات های آمریکایی و روسیه و چین برای جلوگیری از حمله جنگ طلبان حکومتی آمریکا با ایران ، همانقدرضعیف و کم اثر و نا کافی است که زور  و فشارسازمان های بین المللی وبرخی اصلاح طلبان واپوزوسیون داخل و خارج ایران ، به جنگ طلبان واقتدار گرایان حاکم اسلامی ، برای توقف غنی سازی !                                                                                 

    از سوی دیگراگررهبری ظاهرا فرا جناحی نظام اسلام سیاسی ، پس از وقت کشی ها تا دقیقه نود واتمام وقت اضافی ،جام زهری ننوشد وبه دولت ترمز بریده مورد تأئید صد در صد وحزب الهی اش ، امر نکند که دست از لجاجت و حماقت بردارد و غنی سازی اورانیوم را متوقف کند ، به احتمال بسیار زیاد جنگ خانمان سوز از سوی دو طرف جنگ طلب به مردم ایران تحمیل خواهد شد، جنگی با ابعاد و عواقبی  بسیاروحشتناک تر وگسترده تر برای مردم ایران که وضعیتی به مراتب و صدها باروخیم تر و خطر ناک تر از عراق را رقم خواهد زد ! جنگی  که  بسیاری از مردم و کارگران  و زنان و کودکان و جوانان بیگناه را کشتار خواهد کرد !            

  پس اگر ، بوش وجنگ طلبان تندروی آمریکایی سرمایه دار مذهبی برای حفظ قدرت تک قطبی وقلدری و دست بالای سیاسی ، اقتصادی و نظامی شان در خاور میانه وجهان و جبران شکستشان در عراق کوتاه نیایند و از سوی دیگر احمدی نژاد واصولگرایان سرمایه دار اسلامی و رهبرشان ،جام زهر نوش جان نکنند ، عقب نشینی نکنند ، ازقدرت و سهم خواهی بیشتر اسلام سیاسی در منطقه و جهان کوتاه نیایند وچشم پوشی نکنند ، اگر این دو طرف جنگ طلب بر سر منافع در پشت و روی پرده سازش نکنند و امتیاز رد و بدل نکنند ، وقوع جنگ حتمی است؟                                                                                                                               

    یعنی واقعا هیچ راه دیگری نیست و وجود ندارد؟ بجز راه های فوق که اگر متأسفانه به نتیجه نرسد ، بنظر می رسد فقط یک راه و یک امید بلقوه دیگر برای جلوگیری از وقوع این جنگ احتمالی وجود داشته باشد، و آن چیزی نیست بجزآمدن نیروها وجنبش های مردمی ایران درصحنه و مبارزات مردم آزادیخواه و ضد جنگ ،که فعالین رادیکال سیاسی ، دانشجویی ، کارگری ، زنان ، معلمان ، روزنامه نگاران ، نویسندگان  ،روشنفکران و... وظیفه دارند تا فرصت باقی است ، به سهم خود نسبت به آگاهی ، سازماندهی و کشاندن و بسیج مردمی کارگران و دانشجویان و جوانان  و زنان آزادیخواه به صحنه اعتراضات ضد وقوع جنگ کوشش و فعالیت کنند . تا با لرزاندن ارکان نظام اسلامی ، حکومتیان را ناچار به عقب نشینی کنند . که اگر جنگ بشود نعمت و برکت الهی دیگری است برای بقا و ماندن رژیم و سرکوب هر چه بیشتر و قتل عام فعالین و مبارزین سیاسی و کارگری و دانشجویی و کشتارمردم وزنان و بچه های بیگناه در زیربمب و موشک وگلوله .                         

   مهم اینکه ، فعالین رادیکال سیاسی ، کارگری و دانشجویی و مردم آزادیخواه باید صفوف خود را از نیروها ی ارتجاعی و قوم پرست ، اپوزوسیون وطرفداران پنهان و آشکار حمله آمریکا علیه ایران که به امید واهی کسب قدرت ، و یا وقوع شورش و بر اندازی و انقلاب و سرنگونی رژیم اسلامی  پس از وقوع جنگ دلخوشند و در کمین نشسته اند جدا کنند ! دست آنها را رو کنند ، و با آنها و با هردهانی که در این شرایط حساس باز هم ، از انرژی هسته ای حق مسلم  ماست!! بخواهد دم بزند، به مبارزه و اعتراض برخیزند.                                         
             
نه به جنگ ، ما جنگ نمی خواهیم ، نخواستن جنگ حق مسلم ماست ، برای منافع خود مردم را به کشتن ندهید ، بحرانهای حکومت بحران ما نیست ،جنگ برای مردم نعمت و برکت ندارد ، جام زهر را باید بنوشید و... را در اعتراضات وهمه جا سر دهیم .                                                                                                       


             منوچهر اسدبیگی ( بابک حکمت )    30 oktober 2007                     

نوشته شده توسط منوچهر اسدبیگی در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 |