براستی جایگاه اپوزوسیون واقعی و منافع مردم ، در کجای معادله نا برابر این جنگ احتمالی می تواند قرار گیرد ؟ در یک طرف آمریکا و اسرائیل وبرخی متحدانشان قرار دارند ، که گاه و بیگاه برطبل جنگ می کوبند ، چرا که منافع مادی و معنوی خود را بخصوص در منطقه نفت خیز خاورمیانه ، از سوی اسلام سیاسی حاکم بر ایران در خطر می بینند .آمریکا در افغانستان و عراق موفق و پیروز نشده ، حکومت ایران در منطقه و لبنان و فلسطین و عراق دست بالا پیدا کرده و نفوذش گسترش یافته و این ، منافع آمریکا و اسرائیل را درمعرض تهدید و تحدید قرار داده است . برخی از عناصر فرصت طلب ایرانی همچون قوم پرستان ، سلطنت طلبان و مجاهدین بنوعی در کنار آمریکا قرار گرفته و مترصد و منتظر حمله آمریکا ، جهت شکست و یا تضعیف رژیم هستند . کمین کرده اند ، تا بخیال خود پس از حمله ،از شر این رژیم خلاص شوند و به نان و نوایی برسند!
بخشی ازمردم زیر فشارسالها حکومت دیکتاتوری مذهبی و قطع امید از نیروی خودشان واپوزوسیون ، تنها راه نجات خود را در دخالت وتحریم های همه جانبه وحمله نظامی آمریکا می دانستند .اما وضعیت پیش آمده در افغانستان و عراق و بمب گذاریها وکشتار مردم بی گناه توسط نیروهای آمریکایی وبخصوص تندروهای اسلامی وقومی ، برای مردم روشن ساخت که با فرود آمدن وانفجار بمب و موشک بر سر مردم ، دموکراسی وآزادی حاصل نمی شود و وضع وخیم تراز آنچه هست خواهد شد !
در طرف دیگر، جمهوری اسلامی یکی ازعوامل مهم در آفرینش خطر جنگ قرار دارد، علاوه بر حاکمان حکومت اسلامی و جناحهای خودی ، دو خردادی های خارج ازحکومت ، ملی مذهبی ها ، برخی ملی گراها ، ناسیونالیستهای توده ای و اکثریتی و … قرارگرفته اند ، که دم از صلح طلبی ، حفظ رژیم ، انرژی هسته ای حق مسلم ماست ، ایستادن در کناررژیم جنایتکار اسلامی به بهانه دفاع از آب و خاک ومیهن اسلامی و مقابله با آمریکا و شرکت در انتخابات می زنند . بخشی از مردم باز هم به دلیل قطع امید از اپوزوسیون و نیروی خود ، سرگردان در بین انتخاب بین ، بد و بدتر به دروغها و فریبکاری های خاتمی و سپس احمدی نژاد دلخوش کردند و بخوبی متوجه شدند که همه جناح ها خودی و طرفدار نظام وقانون اساسی و رهبری و ولایت فقیه اند و سرو ته یک کرباس ، اما نظام حاکم همواره برای پیشبرد اهداف خود ، با دروغ و تبلیغات ، مردم را گول زده و منحرف کرده تا برای منافع و مصالح خود به صحنه بکشاند ، پس همواره دم ازمردم زده و می زند !
سردمداران حکومت اسلامی واحمدی نژاد با تأئید ولی فقیه بارها و بارها اعلام کرده اند که “احدی نمی تواند انرژی هسته یی را از ایران بگیرد (بخوانید ، دست یابی به سلاح اتمی را از اسلام سیاسی !) ” و با خرج کردن از کیسه و نام مردم گفته اند ” ملت ايران تصميم خود را گرفته و مسير خود را تا رسيدن به قله ادامه مي دهد و ذره يي عقب نشيني نمي کند!” براستی این قله چیست ، چه مسیری دارد و کجاست که نظام حاکم تا به آن نرسد، تا به هر قیمتی مردم و ایران را به آنجا نرساند ، قصد عقب نشینی ندارد و دست بردار نیست!؟ که حتی حاضر است برای رسیدن به آنجا ، همان مردم را درمعرض کشتار و بمباران وگوشت دم توپ قرار دهد وهمان ایران را به ویرانه تبدیل کند و جامعه را به تباهی بکشاند !؟
رسیدن اسلام سیاسی به قله ! مسئله مردم نیست!
هیچ عقل و منطقی پیدا نمی شود که تأئید کند ، نظام و حکومتی می تواند و مجاز است که برای رسیدن و بردن جامعه ، مردم و کشوری ،آنهم نه به عقب و قهقرا و تاریکی وته تاریخ ! بلکه رو به جلو و پیشرفت و تکامل و ترقی و رشد ، ریسک خطرناک بروز یک جنگ وحشتناک و نا برابر را قبول کند و به آن دامن زند!
ازبدیهیات است که هدف و قله مورد نظر حکومتگران اسلامی نه نان و رفاه و امنیت و آسایش و آزادی و عدالت اجتماعی برای مردم ایران است ،نه گسترش جامعه مدنی و حقوق انسانی و نه پیشرفت و اقتصاد سالم وسازندگی و آبادانی در ایران و نه به اصطلاح برای سربلندی و سرافرازی ملت و کشور و غرور ملی و عزت و بقیه شعارهای ناسیونالیستی است ! ونه به اصطلاح رژیمی است چپ گرا و کمونیست که مثلا بخواهد سرجنگ با امپریالیسم و سرمایه داری جهانی به سرکردگی آمریکا داشته باشد !!
پس آن چه قله ایست که بروز جنگی خطر ناک وکشتارو هلاکت مردم و ویرانی و تباهی و از هم پاشیدن شیرازه جامعه هم ، نمی تواند خللی دررسیدن به آن ایجاد کند و حتی میتواند به آن کمک هم بکند ، برایش تبلیغ هم بکند و آن را به جلوهم ببرد ، برکت و نعمت الهی هم برایش به ارمغان بیاورد!؟
پر واضح است ،آن اهدافی که با حفظ نظام وقدرت وحکومت اسلامی سرمایه واستثمارموجود در ایران و ادامه و بسط و گسترش آن دنبال می شود ، آن قله مورد نظر ، چیزی نیست مگرپیش برد ایدئولوژی اسلام سیاسی در ایران ، منطقه و جهان ، ام القرای کشورهای اسلامی شدن ، برقراری کامل قوانین متحجر شرعی و قرآنی و اسلامی در ایران ومنطقه ، به اصطلاح بیداری امت اسلامی در همه جای دنیا ، نفوذ هر چه بیشتر در لبنان و فلسطین و عراق و افغانستان وهرجای دیگر که بتواند و بشود و به اصطلاح صدور معنویت الهی اسلامی و متحول کردن مردم جهان با اسلام سیاسی ! بنابراین مهمترین و اساسی ترین تکلیف ، وظیفه وهدف برای نظام حاکم برقرای حاکمیت بزرگ امت واحده اسلامی وقوانین قرآنی و شریعت الهی درسراسر جهان است ، پس باید با بدست گرفتن قدرت سیاسی وحکومتی ، نظامهای اسلامی شریعت مدار و فقه گرا راایجاد و تقویت و کمک کند وبا دیگر حکومت ها ومخالفان سرجنگ و عناد داشته باشد .
که در تأمین ابزار و وسایل کارش در این مسیر و رسیدن به این اهداف ، نمی تواند از ساخت سلاح اتمی ،انواع موشک ، بمب ودیگرجنگ افزارها چشم بپوشد . نمی تواند به جنبش های جهادی اسلامی موجود و خود ساخته و تروریست های اسلامی و بمب گذار آموزش ندهد و کمک نکند ، پس انرژی هسته ای حق مسلم ماست در راس اولویت هایش قرار میگیرد ودر ظاهر به مسئله ای مثلا ملی و ناسیونالیستی تبدیلش می کند ، رژیمی که ملی گرایی را کفر می دانست ، صحبت از انسجام ملی می کند ، شعارهای ملی گرایانه می دهد و تبلیغ می کند که انرژی هسته ای دست آوردی است بمراتب پر اهمیت تر از ملی شدن صنعت نفت ، پس بر غنی سازی پافشاری می کند ، برای آمریکا و جهان غرب شاخ و شانه و خط و نشان می کشد ، پول نفت و منابع وثروت این ملت را در راه رسیدن به قله کذایی اش هزینه می کند .
البته روشن است که رژیم آرزو دارد ، بدون درگیری و مزاحمت و بدون جنگ ، بتواند و بشود تا به اهدافش برسد که این برایش بهتر است! آرزویش این است که آمریکا از عراق و خاورمیانه برود و به رژیم و اینکه چه می کند کاری نداشته باشد . واما اگر نشد ابایی ندارد که با جنگ افروزی که میتواند با امدادهای غیبی و الهی پر از برکت و نعمت شود ، به اهدافش برسد و تنها چیزی که واقعا برایش مهم نیست و در اولویت قرار ندارد همانا مردم و ایران و جامعه است ، چرا که اهدافش را مقدس تر از این مقولات می داند !
قله مردم و اپوزوسیون واقعی کجاست ؟
مردم ایران هرگز تصمیم رفتن به این قله را نگرفته اند ، مردم با نظام اسلام سیاسی و اهداف و آمال و عملکرد و احکام و قوانین شرعی اجباری و غیر انسانی اش مخالفند ، آزادیخواه و برابری طلبند ، مخالف ظلم و زور وتبعیض و استثمار و بردگی اند ، آزادی بیان و عقیده و تشکل می خواهند ، برابری و رفع تبعیض جنسی ، مذهبی ، قومی و نژادی را می خواهند ، برابری زن و مرد ولغو قوانین متحجر اسلامی را می خواهند ، ازحکومت دیکتاتوری مذهبی ،از تحمیق شدن ،از دروغ و وعده های پوچ وعوام فریبانه خسته شده اند ، رفاه و آسایش می خواهند نه فقر و فلاکت و گرانی وبیکاری ،بیش از این نمی خواهند شاهد اشاعه فساد و فحشا و جهل وخرافات و اعتیاد ودختران فراری باشند ،می خواهند انسانی زندگی کنند و همه حقوقشان رعایت شود .
دست یابی به سلاح هسته ای ویا رسیدن به تحجر واسلامی شدن جهان وبروز جنگ و تباهی و پاشیدن شیرازه جامعه ، قله وحق این مردم نیست ! مردم هزاران خواسته برحق و انسانی دارند که باید به آنها برسند . رژیم به دروغ دم از مردم و ملت میزند ، دم از حق مسلم این ملت میزند ! رژیمی که برای ایجاد رعب و وحشت دست به اعدام های دسته جمعی می زند ، فعالین سیاسی و اجتماعی و کارگری را دستگیرو زندانی و شکنجه و اعدام می کند و حتی تاب تحمل معدود فعالان علنی کارگری همچون اسانلو و صالحی ها را هم ندارد . اگر جرئت دارد (که ندارد و این فرض محال است!) فقط برای یک روز سرنیزه را کنار بگذارد ، دست از ارعاب و اختناق و سرکوب و شکنجه وخفه کردن صداها و فریادهای مردم و اعدام و دستگیری فعالان سیاسی و اجتماعی و کارگری و زنان و دانشجویان و روزنامه نگاران و آزادیخواهان ومبارزان بر دارد تا ببیند مردم چه خواهند کرد! تا دیگر اثری از قله ومسیرش و بانیانش باقی نماند ! مردم و اپوزوسیون واقعی ، جنگ آمریکا علیه ایران را نمی خواهند وعامل مهم آفرینش خطر این جنگ یا رژیم و نظام اسلام سیاسی را هم نمی خواهند .
گسترش جبهه ضد رژیم و ضد جنگ وظیفه مردم و اپوزوسیون واقعی
برای رهایی از وضعیت خطرناک و جدی شروع جنگ و حمله از سوی آمریکا و اسرائیل و متحدانش ، بخصوص در این مدت باقی مانده از زمان دولت بوش که ظاهرا هر دو طرف خود را برای وضعیت آخر آماده می کنند ! مردم و اپوزوسیونی که در کنارهیچ یک از طرفین این معادله قرار نگرفته اند ، خود جمهوری اسلامی را یکی ازعوامل مهم در آفرینش خطراین جنگ احتمالی و فراهم آوردن امکان تباهی جامعه ایران می دانند ،بدنبال هیچگونه سازشی با جمهوری اسلامی و جناح هایش نیستند ، و سرنگونی جمهوری اسلامی و از کار انداختن همه دارو دسته ها و دستگاههای سرکوب و ترور و تحمیق را شرط هرگونه تحول آزادی خواهانه در ایران و موثرترین راه مقابله با خطر جنگ و خواستها و اراده مردم می دانند ، اگر احتمال و خطر بروز جنگ را جدی گرفته اند ونمی خواهند منتظر شوند تا ببینند چه پیش خواهد آمد !
اگر نمی خواهیم برای رسیدن به قله و اهداف اسلام سیاسی برویم ودر کنار جنایتکاران جمهوری اسلامی بایستیم ، اگر نمی خواهیم رژیم اعدام وسنگسار بماند اما بصورت خوش خیم به قله برود ، اگر نمی خواهیم در کنار آمریکا قرار بگیریم و خواهان هلاکت و کشتار مردم نیستیم تا به نوایی برسیم ، تا قوم و فرقه مان جایی پیدا کند ! اگر قبول داریم که جنگ احتمالی بین دو تروریست ، مذهبی و استثمارگر ، جنگ مردم نیست و بزرگترین ضربات و زیان را به مردم می رساند و اگر در این راه همفکر و نزدیک هستیم و دیدگاه های مشترک و موافقت هایمان بیشتر از اختلافات جناحی و فرقه ای است ، و اگر خود را ویا فرقه مان را برتر از مردم و در عرش اعلا نمی دانیم و نمی بینیم !
باید به وظیفه و نقش تاریخی خود واقف باشیم و قبل از هر چیز به نوعی اتحاد عمل حول مشترکات و موافقت ها دست یابیم . شاید با این کار باعث دلگرمی مردم شویم که بتوانند پس از سالها قطع امید ، به اپوزوسیون واقعی روی آورند و اعتماد کنند . وظیفه داریم که در این راه ، سعی ، تلاش ، فعالیت ، تبلیغ و اقدام کنیم . احزاب ، سازمانها و شخصیتهای سیاسی و اجتماعی وظیفه دارند دراین راه دست به افشاگری طرفین این جنگ احتمالی زده ، مردم را نسبت به عواقب آن و مخالفت با آن آگاه کنند وجنبشهای مردمی را سازماندهی ، متشکل ، راهنمایی ، تقویت ، همراهی و کمک کنند .
این نوشته برداشتی بود شخصی از(( بیانیه عليه جنگ و در دفاع از مدنيت جامعه ايران )) بخصوص بند اول آن
که در سایت علیه جنگ به آدرس http://www.no-war-iran.comآمده ، بیانیه همه احزاب ، نیروها و شخصیتهای اپوزوسیون را به پیوستن به آن و تلاش برای نجات جامعه ایران دعوت کرده ، که امید است مورد حمایت ، پی گیری ، تبلیغ ، اقدام و در دستور کار همه ایرانیان و بخصوص نیروهای آزادیخواه و چپ وسوسیالیست و کمونیست و نیروهای راستین ضد جنگ و ضد رژیم اسلامی قرار گیرد وگسترش یابد . فارغ ازهر گونه فرقه بازی ، منافع گروهی و… آنچه که تاکنون متأسفانه باب بوده ورواج داشته !
- منوچهر اسدبیگی ( بابک حکمت ) ۲۹ november ۲۰۰۷