جهان شناسي قرآن ( قسمت اول)
آنچه درمورد كائنات (جهان . آسمانها . زمين ) و خلقت آنها در قرآن محمد آمده
مقدمه : هدف از اين نوشته بررسي جهانشناسي قرآن است بنابراين مهمترين منبع خود آيات قرآني و معاني واقعي آنهاست بدون دخل و تصرف كم و كاست و بدون تأويل و تفسير هاي بي جا و غير منطقي و من درآوردي .
اينكه موضوعي توسط محمد گفته شده باشد ميتوان با مقايسه با دست آوردهاي بشر تا امروز آن موضوع و انديشه وديد را نقد كرد و قبول نداشت چرا كه شايد امروز كودكانه باشد . و اما اگر آيات قرآن را كلام خدايي دانست كه خالق جهان و ماده وهمه هستي بوده و دانا و تواناست و..ميتوان او را و آياتش را نقد و محكوم كرد
-روش بررسي بدين نحو است كه موضوعات جهانشناسي را تفكيك كرده و در باره هر موضوع آيات مربوطه را آورده سپس بررسي كرده و بعد ميبينيم كه نظر و انديشه بشر امروزي و دانشمندان درآن مورد چيست ودرآخر نتيجه ميگيريم .قبل از شروع ناچاريم بطور اختصارتاريخچه اي از جهانشناسي قبل از قرآن را از نظر بگذرانيم
تاريخچه مختصري از جهانشناسي قديم :
-در زمانهاي قديم كه انسان هنوز قوانين طبيعت را نمي شناخت ، نيروهاي طبيعت و ستارگان و خورشيد و ماه و رعد و برق وزلزله و آتش فشان و رودخانه و كوهها و..سجده گاه انسان بودند .بشر پرستش و ستايش خورشيد را به عنوان رب النوع آغاز كرد ، وچون بنظرش ميرسيد كه ستاره ها به آسمان ميخكوب شده اند از بهم پيوستن ستاره ها تصاوير خيالي به وجود مي آورد.
درقديم مردم زمين را به شكل يك صفحه صاف يا مثل سپر برجسته ميدانستند كه روي تكيه گاههايي قرار گرفته : هنديان زمين را روي پشت چهار فيل ،روسهاي قديم پشت نهنگهاي بزرگ ودرافسانه هاي ايرانيان هم زمين روي شاخ گاو قرار گرفته بود . كه با تكان خوردن اين به اصطلاح تكيه گاهها زمين لرزه ميشد و...
مردم باستان در مورد خورشيد فكر ميكردند كه هر روز صبح طلوع ميكند پس از پيمودن عرض زمين ( به قول يونانيان باستان با سوار شدن بر كالسكه آتشين خود ) در غروب به استراحت ميپردازد
درافسانه هاي بابل آسمان را گنبدي محكم ميدانستند كه كرائه هاي آن به سطح كرانه هاي زمين متكي است و آسمان مقر خداياني است كه جهان را بوجود آورده اند.
-ارسطو ميگفت :تمام سياره ها ، ماه ،خورشيد و ستاره هادرحوزه هايي قرار دارند كه متحد المركزند و در مركز آنه زمين قراردارد كه بي حركت است و كره هاي آسماني بدور زمين مي چرخند . او ميگفت بر بالاي زمين 7 فلك يا كره ساخته از بلور سفت و شفاف وجود دارد كه همه به دور زمين در گردشند ،فلك اول ماه است و بعد عطارد و..و همه ستاره ها هم به سقف آسمان يا آسمان دنيا كه فلك هشتم وعرش علي است ثابت و ميخكوب شده اند.
البته بودند انديشمنداني همچون هراكليت و آريستاك و دموكريت كه نظريات مترقيانه داشته اند اما افكارشان در برابر آموزشهاي مذهبي و خرافي قديمي و خدايان و بعدها مذا هب يهودي و مسيحيت رنگي نداشت .
نظر تورات :
دربخش اول تورات كه سفر پيدايش نام دارد در باره ماهيت جهان و چگونگي پيدايش آن چنين آمده است :
ابتدا خدا زمين و آسمانها را آفريد ، وزمين تهي و باير بود و تاريكي سطح آبها را فروگرفت و خدا گفت روشنايي بشود وشد.وخدا روشنايي را از تاريكي جدا ساخت و روشنايي را روز و تاريكي را شب ناميد. در روز دوم خدا گفت فلكي باشد در ميان آبها و آبها را از آبها جداكند و چنين شد و خدا فلك را آسمان ناميد.
در روزسوم خدا گفت آبها در زير آسمان در يكجا جمع شوند و خشكي ظاهر گردد و خدا خشكي را زمين ناميد و اجتماع آبها را دريا ، و خداگفت زمين نباتات بروياند .
روز چهارم خدا گفت نير ها در فلك آسمان باشند تا روز را از شب جداكنند ...خدا دو نير بزرگ ساخت ، نير اعظم ((خورشيد)) را براي سلطنت روز و نير اصغر ((ماه )) را براي سلطنت شب .
روز پنجم خدا گفت آبها به انبوه جانوران پرشود و پرندگان بالاي زمين بر روي فلك آسمان پرواز كنند .
روز ششم خدا گفت زمين جانوران را موافق اجناس آنها بيرون آورد... و خدا گفت آدم را به صورت ما و موافق شبيه ما بسازيم تا بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و بهايم و تمامي زمين و حشراتي كه بر زمين مي خزند حكومت نمايد و.....
روز هفتم خدا از كارهاي خود فارغ ميشود و اين روز را مبارك و ميمون ميخواند و استراحت ميكند.
-انسان از برخورد با اين همه تناقض گويي و ياوه بافي از ((كلام خداي دانا )) در شگفت مي ماند براي مثال:
اگر روز چهارم خورشيد و ماه و ستارگان آفريده شد پس در اين چند روز چگونه ميتوانسته زمين بدون خورشيد وجود داشته باشد كه در آن نبات هم برويد؟ اگر خورشيد و ماه در روز چهارم آفريده شد پس چگونه در روز اول خدا به اصطلاح روز و شب را از هم جدا ساخته و به آنها نام داده؟ اين توالي روز اول و دوم و.. بي وجود خورشيد و طلوع و غروبش يعني چه ؟و...............
-خداي محمد هم مانند خداي موسي و افكار قديمي نسبت به جهان آگاهي نداشته و از علم نجوم و تكامل كاملا بي اطلاع بوده . براي اينكه بهتر بتوانيم با موضوعات قرآني كه در مورد جهان از جانب خداي محمد مطرح شده آشنا شويم بترتيب ميپردازيم به : خلق جهان (آسمانها و زمين ) در شش روز –آسمان و آسمانها و هفت آسمان-خورشيد و ماه –شب و روز –زمين –پديده هاي طبيعي همچون باران و رعد و برق ، ستاره ها ،سيارات و..
1-خدا و خلقت جهان ( آسمانها و زمين وآنچه در آنهاست ) در شش روز :
آيات مربوطه : در قرآن نيز همچون تورات از شش روز ساختن جهان آنهم در چندين آيه سخن رفته است :
1-سوره يونس آيه3: بدرستيكه پروردگار شما خدائيست كه آفريد آسمانه و زمين را در شش روز پس مستولي شد بر عرش 2-سوره اعراف آيه 52 : بدرستيكه پروردگار شما خدائيست كه آفريد آسمانه و زمين را در شش روز پس مستولي شد بر عرش 3-سوره الحديده آيه 4 : اوست كه آفريد آسمانها و زمين را در شش روز پس مستولي شد بر عرش..4-سوره هود آيه 8 : و اوست كه آفريد آسمانها و زمين را در شش روز و بود عرش او بر آب تا بيازمايد...5-سوره ق آيه 60 : ...و بتحقيق آفريديم آسمانها و زمين را و آنچه ميان آندواست در شش روز و مس نكرد ما را هيچ ثعبي ، خستگي بما راه نيافت .6-سوره فرقان آيه 60 : ...آنكه آفريد آسمانها و زمين را و آنچه ميان آن دواست در شش روز پس مستولي شد بر عرش...7-سوره سجده آيه 3 : خدااست آنكه آفريد آسمانه و زمين را و آنچه ميان آن دو تاست در شش روز پس مستولي شد بر عرش 8- سوره بقره آيه 27 : اوست آنكه آفريد براي شما جميع آنچه را در زمين است پس پرداخت به آسمان پس ساخت آنها را هفت آسمان و او به همه چيزي داناست .9-سوره فصلت آيه 8 : بگو آيا شما هر آينه كافر مي شويد به آنكه آفريد زمين را در دو روز.......آيه 9 : و گردانيد در آن كوههاي استوار از بالاي آن و بركت داد در آن و تقدير كرد در آن خوردنيهاي آنرا در چهار روز مساوي براي خواهندگان آيه 10 : پس پرداخت بآسمان و آن بود دودي پس گفت مر آنرا او مر زمين را كه بيائيد خواه يا نا خواه گفتند آمديم فرمانبرداران آيه 11 : پس قرارداد آنها را هفت آسمان در دو روز و وحي كرد در هر آسمان كار آنرا و آراسته كرديم (زينت داديم )آسمان دنيا را به چراغها و محافظتي و اين است قرار داد خداي غالب و دانا 10- سوره انبياء آيه 30: آيا آنانكه كفر ورزيدند نمي بينند ( نمي دانند ) كه آسمانها و زمين بسته بود و ما آنها را باز كرديم .
بررسي آيات : مي بينيم كه مكرر و بسيار روشن و واضح از شش روز ساخته شدن جهان به وسيله خدا سخن رفته است .با توجه به اينكه اين مسئله شش روز ريشه در اساطير گذشته مذهبي بابليان و ايرانيها داشته كه در تورات هم آمده و حكايت ازعدم درك صحيح و شناخت كودكانه و غير علمي گذشتگان دارد كه اين جهان با ميلياردها كهكشان را طبيعي بود ه كه نشناسند و معيارشان براي به اصطلاح خلقت جهان شش روز بشري باشد.
_امروزه سخن از شش روز ساختن جهان و باور آن نه تنها غير علمي بلكه كودكانه و احمقانه است كه جزو اساطير و داستانهاي خيالي بوده و ريشه در عدم آگاهي و ناداني بشرزمانهاي قديم دارد، كه نه خبر از تلسكوپ و ميلياردها كهكشان داشتند و نه از تكوين و تكامل چندين ميليارد سالي در روي كره زمين و تكامل جانداران و...
_ به همين جهت در اينجا آقايان روشنفكر مسلمان و مفسران قرن اتمي قرآن پيدايشان مي شود تا براي نجات قرآن و محمد و اسلامشان و آپ ديت كردن و بروز رساني اين داستانهاي اساطيري و خيالي شروع كنند به منظور تراشيدن و تفسير هاي من در آوردي كردن كه مهمترينش اين است كه : منظور از شش روز كه در قرآن آمده يعني ((شش مرحله )) و هر مرحله شايد چندين ميليون سال هم طول بكشد . و با كمال بيشرمي و بي وجداني و آگاهانه معناي ايام و يوم را به مرحله و يا مراحل تعبير و تفسير كرده اند!
بايد پرسيد كه اگر بر فرض اين آيات كلام خدائي دانا و حكيم است ، چرا بجاي مرحله گفته روز ؟مگرآن خداي دانا نمي توانسته مرحله را بجاي روز بگويد كه به اين مفسران اين زحمت را داده؟چرا در بسياري از جاهاي قرآن كه ايام آمده براي مثال سوره 41 آيه 15: در روزهاي شوم ، و يا سوره بقره آيه 18 : روزهاي شمرده ، و يا ايام خاليه : روزهاي گذشته ، نبايد معني را به مراحل تعبير كرد ؟ همچنانكه ديديم خداي موسي كه ظاهرا با خداي محمد يكي است در تورات گفته بود كه - جهان را در شش روز آفريد و روز هفتم را استراحت كرد- يعني يك مرحله كه شايد چندين ميليون سال باشد استراحت كرده ؟ البته خداي محمد چون مي خواسته در مقابل خداي يهود كاملتر و قوي تر باشد گفته كه پس از خلقت خستگي بما راه نيافت . آخر اين گونه برداشتها و تفاسير و تعبيرات مگر ميتواند ماهيت غير علمي و محدوديت مكاني ، زماني قرآن و محمد را عوض كند ؟ و برخي ديگر بناچار اظهار ميدارند كه : قرآن كتاب نجوم نيست بلكه كتابي است معنوي ، اخلاقي و انساني پس نبايد علوم را توضيح دهد .
و در همين مورد نيز فراموش مي كنند كه چه صفاتي نسبت به قرآن و خدايشان و دانائي و عالمي و مطلق بودن و قادر بودن و... داده اند .
- نكته مهم اينكه : ديديم در بيش از 7 آيه به صراحت صحبت از شش روز ساختن و يا خلقت جهان شده بود اما در سوره فصلت آيات 8 و9 و 11 اين چنين آمده كه - آفريد زمين را در دو روز.... ، تقدير كرد در آن خوردنيها را در زمين در چهار روز.... ، ...پس قرارداد آنها را هفت آسمان در دو روز.... – در اينجا متوجه ميشويم كه خلقت آسمانها و زمين و هرچه در آنهاست جمعا در8 روز انجام شده ، بنابر اين سوال ميشود كه اين اشتباه عددي و اين تناقض در گفتار چرا از سوي خداي دانا صورت گرفته ؟ مگر نيامده بود كه آسمانها و زمين و هرچه در آن است را در شش روز آفريده ؟ ونكته ديگر اينكه چه خداي بي خبروناداني است كه براي آنچه در زمين (كه كره و ذره اي كوچك در برابرعظمت جهان با ميلياردها كهكشان است ) بوجود آورده 4 روز وقت صرف كرده و براي خلق خود زمين 2 روز و بعد براي خلق به اصطلاح آسمانهاي 7 گانه و هر آنچه در آنهاست از خورشيد و ماه تا ستارگان و سيارات و آنچه خود نمي دانسته اما مثلاخلق كرده!!( ميلياردها كهكشانها )تنها 2 روز وقت صرف كرده ؟ آخر مگر اين تناقضها و ياوه بافي ها و خيالات و افكار غير علمي خدا را (اگر صرفا شخصي بنام محمد گفته بود كه البته گفته كه بحثي با اون بيچاره نداشتيم !)ميشود تفسير علمي كرد ؟
_ درضمن براي ما روشن نشد كه اين خداي دانا چگونه قبل از اينكه جهان و خورشد و به اصطلاح آسمان وافلاك را خلق كند ؛ توانسته زمين و آنچه در آن است را بيافريند ؟؟ امروزه يك بچه 6 ساله هم ميداند كه بدون خورشيد زمين مفهومي ندارد ! و اما مفسران روشنفكران اسلامي هميشه حاضر در صحنه ماله كش(آماده برای ماله کشیدن و صاف کاری) اظهار فضل نموده و منظور خدا را براي ما روشن كرده اند كه : منظور از هر آنچه در زمين است و يا بين آن دو است اتم هاي جهان است ، يعني خدا ميگويد اتم ها را ساخته و ميگويند مي شود نتيجه گرفت كه منظور اين است كه ابتدا همه اتمهاي جهان آفريده شده اند . اين مفسران اصلا به خود قرآن و معناي واضح و روشن آن توجه ندارند ( ظاهرا از امثال من هم كافر ترند!!) - پايان قسمت اول جهان شناسي قرآن -
بابک حکمت