))تضاد عریان حکومت اسلامی با آزادیخواهی و برابری طلبی ((
دانشجویان آگاه ومبارز چپ با در دست داشتن پرچم آزادیخواهی و برابری طلبی و با وجود جو پراز اختناق ، فشار، سرکوب و رعب و وحشت و بگیر و ببند حکومتی ، با شهامت تمام به میدان آمدند تا به اخراج ، تعلیق ، منع تحصیل ، بازداشت و زندانی کردن رفقا و دوستان خود اعتراض کنند . تا به نظامی ، امنیتی و پادگانی شدن فضای دانشگاه ها ، به اخراج علني استادان دگر انديش و بازنشسته کردن اجباري آنان اعتراض کنند . تا حق ایجاد تشکل های مستقل و علنی دانشجویی را فریاد کنند ،تا خواستارانحلال حراست دانشگاه ها، کميته هاي انضباطي و ستادهاي گزينشي باشند . تا فریاد نه به جنگ و مرگ بر دیکتاتور سر دهند ، تا منادیان راه آزادی خواهی و برابری طلبی باشند !
اینها نه تنها خود را متعلق به جنبش دانشجویی ، که متعلق به جنبش ها وحرکت های اجتماعی ، سیاسی ، صنفی ، کارگران ، زنان ،جوانان ، معلمان و توده های ستمدیده میدانند . در پی دنیایی بدون استثمار و دیکتاتوری و ظلم اند ، که نان ، رفاه ،عدالت ، امنیت ، آسایش وآزادی را برای همگان تضمین کند. می خواهند که همه مردم بدون در نظر گرفتن عقیده ، مذهب ، نژاد ، قوم و جنسیت محترم شمرده شوند و همه بصورت مساوی از حقوق قانونی و طبیعی و انسانی بهره مند باشند ، همه در بیان اعتقاد و اندیشه آزاد باشند ، پس مخالف هر گونه تبعیض ، بی حقوقی ، بردگی ، نابرابری ، اختناق ، سانسور و سرکوبند. از فقر ، فلاکت ، گرانی ، بیکاری ، فساد ، فحشا ، جهل و خرافات وتحمیق مردم بی زارند ، چرا که برابری طلب و آزادی خواهند !
حکومت اسلامی متحجر و ارتجاعی ، این دشمنان آزادی و برابری ، این بانیان و طرفداران استثمار و اختناق ،این حرکت و اعتراض انسانی دانشجویان را تاب نیاوردند ،چرا که آزادی خواهی و برابری طلبی در تضاد مستقیم با مقدسات و منافعشان قرار دارد ، پس عده ای از این دانشجویان را به عنوان اخلال گر در زندان اوین به بند و زنجیر کشیدند ، و این تازگی ندارد ! حمله به کوی دانشگاه و خوابگاه دانشجویان و حمله به کارگران شهر بابک وقتلهای زنجیره ای و… از یادمان نرفته ، همچنانکه دستگیری فعالان کارگری ، زنان برابری طلب و روزنامه نگاران را همه روزه شاهدیم !
چرا که بجز طرفداران رژیم اسلامی وحاکمیت یا خودی ها ، هیچ کس در امان نیست ! خط قرمزها و دایره های رژیم برای حفظ و امنیت نظام اسلامی سرمایه و رسیدن به قله مقدساتش روز به روز تنگ تر می شود و بنیادگرائی اسلام ناب محمدی روز به روز عریان تر! ازخود نظام وایدئولوژی اسلام سیاسی و بنیان گذارش خمینی و رهبری و ولایت فقیه بگیر تا دین اسلام و مذهب تشیع و ائمه اطهار ومعصومینش ، تا مهدی ادرکنی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف منجی عالم بشریت وچاه جمکران ، تا عاشورا و عزاداری و سینه و رنجیر زنی ، تا علم غیب وامداد های الهی ،تا شریعت واحکام حرام و حلال آن وسنگسار و… همه خط قرمز های تحجر و ارتجاع واسلام سیاسی اند !
که بمثابه دیوار چین و سد و فیلتری برای جلوگیری از نفوذ افکار آزادی خواهانه و برابری طلبانه ! در بین مردم از آنها استفاده می کنند ، تا بخیال خود بتوانند به اهداف ریز و درشت و قله حکومت اسلام سیاسی برسند ، تا حکومت ونظامشان را حفظ کرده و به دولت حضرت صاحبالزمانشان متصل کنند ، یعنی با ترويج به اصطلاح فرهنگ مهدويت در جامعه ، زمینه ظهور مهدی وخلافت جهانی اش را فراهم سازند ! تا با برقراری کامل قوانین متحجر شرعی و قرآنی و اسلامی همچون حجاب اجباری زنان و سنگسار به پیش برد ایدئولوژی اسلام سیاسی در ایران ، منطقه و جهان دست یابند ، ام القرای کشورهای اسلامی و همه مسلمانان جهان شوند و به اصطلاح با صدور معنویت الهی اسلامی یا همان، ضدیت با آزادی و برابری ، جهانیان را متحول کنند !
در یک جمله ، دگر اندیش را تحمل نمی کنند ! و با دروغ ، تحمیق ، تهمت ، برچسب ، عوامفریبی ، تبلیغات ، سانسور ، اختناق ، سرنیزه ، سرکوب ، ترور، بازداشت ، توبیخ ، اخراج از کار و دانشگاه ، شلاق و زندان ، شکنجه و اعدام سعی دارند تا به نام مردم ، نظام وقدرت و مقدسات خود را حفظ کنند وگسترش دهند .
بنا بر این وسیله نیروهای مزدور قضایی و انتظامی ، اطلاعاتی و امنیتی ، لباس شخصی وحراستی ، بسیجی وحزب الهی و… با اتهامات کلیشه ای نظیر، اقدام برعليه امنيت ملی ، نشر و اشاعه اکاذیب نسبت به مقامات ، تشویش اذهان عمومی ، توهین به مقدسات ومقام روحانیت و رهبری ، وابستگی به معاندین نظام و جریانات سیاسی انحرافی و غیر قانونی و برانداز ، ایجاد آشوب و اغتشاش ، داشتن نشریات موهن، کتب ضاله، اعلامیههای حاوی توهین به مقدسات و مشروبات الکلی ، برگزاری تجمع غیرقانونی ، تبليغ عليه نظام ، تهاجم فرهنگی، زمينه سازی برای انقلاب نرم،کودتای خزنده و…
به صف دگراندیشان واکثریت مردم واپوزوسیون مردمی جامعه ایران حمله می کنند ، بگیر و ببند راه می اندازند ، تا هرگونه صدای فعال سیاسی و کارگری ، سندیکالیست و تشکل یاب و انقلابی ، مبارز رادیکال چپ و جمهوری خواه ، دموکرات و لائیک و سکولار ، سوسیالیست و کمونیست ، فعال حقوق بشری و دموکراسی خواهی ،فعال زنان و معلمان و جوانان ، فعالین عرصه های روشنفکری و علمی ، فرهنگی وهنری ، ادبی و روزنامه نگاری ،فعالین دانشجویی تحکیمی ، لیبرال ، چپ و کمونیست و… را خفه کنند !!
بنابر این و با توجه به تضاد عیان ، عینی، عمده و اساسی اسلام سیاسی حکومتی با هر گونه آزادیخواهی و برابری طلبی ، با تضادی که بین اسلام سیاسی و مقدساتش با تمامی دگراندیشان ایرانی به عینه وجود دارد ، چه موقع زمان آن می رسد که تمامی دگراندیشان و آزادیخواهان و برابری طلبان ، در یک جبهه و در مقابل کلیت نظام اسلام سیاسی حکومتی بایستند و تنها راه را در سرنگونی و رفتن این نظام متحجر با همه مقدساتش بدانند !؟
نکند که همه منتظریم تا همچون اعلام مصادیق بد حجابی ! مصادیق نا مسلمانی یا غیر خودی بودن هم علنا اعلام و تعریف شود !! تا واقعا پی ببریم که با چه حکومت سیاه ، ارتجاعی و ضد بشری روبروئیم !؟ آیا زمان گرفتن درس آخر فرا نرسیده !؟ آیا باز هم با این همه بگیر و ببند و ارتجاع و استبداد و ضدیت با آزادی خواهان و برابری طلبان ، هستند کسانی که ، معتقد به ماندن نوع خوش خیم این لکه ننگ تاریخ بشری باشند !؟
تا مصادیق نا مسلمانی یا ضد انقلاب اسلام سیاسی بودن ، همچون : انسان بودن ، دگراندیش بودن ، طرفدارحقوق زن بودن ، بدنبال رفع تبعیض بودن ، بدنبال حقوق بشر بودن ، مخالف سنگسار بودن ، طرفدار تشکل مستقل کارگر و دانشجو بودن ، دموکرات وجمهوری خواه و سوسیالیست و کمونیست وسکولار و لائیک وآته ئیست بودن و در دو واژه آزادیخواه و برابری طلب بودن ، بصورت علنی اعلام نشده !! که آن وقت خیلی دیر خواهد بود ، فکری بکنید و چاره ای اساسی بیندیشید ، که سی سال گذشت !!
منوچهر اسدبیگی ( بابک حکمت) ۱۶ december ۲۰۰۷