تبليغاتX
تا آزادی - حمایت از دانشجویان چپ آزاد یخواه و برابری طلب ، فریاد درد مشترک است !
 حمایت از دانشجویان چپ آزاد یخواه و برابری طلب ، فریاد درد مشترک است !

مقدمه : روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان ، از داخل ایران (( برای تقویت جنبش آزادی دانشجویان زندانی باید اقدامی جهانی را سازمان داد! به این مناسبت ما روز جمعه ٢٨ دسامبر برابر با ٧ دی ماه را بعنوان روز جهانی اعتراض به دستگیری دانشجویان در ایران اعلام میکنیم. از همه شما٬ از همه سازمان ها٬ نهادها و مراجع بین المللی میخواهیم که در این روز هم زمان و از هر طریقی که امکان آن را دارید٬ اعتراض خود را به روند بازداشت ها اعلام دارید و همگام با دانشجویان آزادیخواه ایران٬ خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان شوید. اعتراضات وسیع شما در خارج از ایران به نیروی اعتراضی ما در جامعه ایران قدرت و توان بیشتری میبخشد و موجبات آزادی سریعتر دوستان دانشجویمان را فراهم میسازد. جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران به حمایت های بیشتر شما نیاز دارد!  زنده باد آزادی! زنده باد برابری! )) واز سوی جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی اعلام و فراخوان داده شده !

بسیاری از نیروها و شخصیتها از فراخوان فوق حمایت کرده اند ، از جمله اقدام متحد ...((بر پایه چنین درخواستی، ما امضاء کنندگان کمپین دفاع از دانشجویان با عنوان «اقدام متحد» که تا دیروز (۲۰ دسامبر ۲۰۰۷) چهارمین لیست فعالیت خود را انتشار داده است، از همه فعالان این حرکت در جای جای جهان می خواهیم تا در راستای پشتیبانی از این فراخوان، علیرغم این که در - ایام تعطیلی  کریسمس در سراسر جهان بسر می بریم - از تمامی امکانات خود بهره گرفته و به تناسب ظرفیت های موجود از هر شیوه ای برای رسا تر ساختن این صدای اعتراض به فراخوان «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های ایران» پاسخ مثبت دهیم. برای هماهنگی های لازم، دومین اطاق پالتاکی را در دوشنبه شب ۲۴ دسامبر سازمان می دهیم. - اطلاعیه آن را جداگانه منتشر می سازیم .)) این حمایتها همچنان از سوی نیروها و شخصیتهای سیاسی و اجتماعی و...ادامه دارد ، اما کافی نیست ! و درپاسخ به فراخوانهای فوق در اکثرشهرهای جهان بخصوص اروپایی ، قرارتجمع وآکسیون واعتراض برای روز جمعه 28 دسامبر گذاشته شده ، از جمله در استکهلم (( از همه انسان های آزادی خواه و برابری طلب دعوت می کنیم با شعار آزادی دانشجویان در بند، و نیز آزادی محمود صالحی و منصور اسانلو، مریم حسین خواه، جلوه جواهری، روناک صفارزاده، هانا عبدی، عدنان حسن پور، هیوا بوتیمار... و همه زندانیان سیاسی در این آکسیون  شرکت کنند. زمان: جمعه 28 دسامبر 2007، ساعت 16 مکان: مرکز شهر استکهلم، میدان سرگل، مقابل خانه فرهنگ . برگزارکنندگان: - کانون زندانیان سیاسی ایران  (در تبعید) - سوئد -- شبکه زنان
- انجمن حق زن -- کمیته «نه جمهوری اسلامی، نه به جنگ»- استکهلم -- سازمان انقلابی کارگران ایران (راه کارگر) - سوئد
- حزب حکمتیست - تشکیلات استکلهم -- هسته اقلیت - استکهلم -- تشکیلات حزب کمونیست ایران - استکهلم )) که حتما به لیست اسامی برگزارکنندگان اضافه خواهد شد ، اما  کافی نیست !

 وقتی کافی است که :  حداقل دهها هزارنفر ایرانی به فراخوانی که آنهم برای اولین بار، از داخل ایران داده شده ! جواب مثبت دهند ، وقتی کافی است که فرقه بازی را کنار بگذاریم وموجبات و بستری فراهم کنیم که تمامی ایرانیان به ندای دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب وخانواده های عزیزشان جواب مثبت دهند ، چرا نباید حداقل به اندازه استقبال از کنسرت یک خواننده ، از این فراخوان استقبال بشود !؟ وقتی کافی است که اقدام متحد تا پس از آزادی زندانیان نیز ادامه یابد ، وقتی کافی است که اتحاد عمل راجدی بگیریم و پی گیرش باشیم وادامه اش دهیم ، چرا که پس از گذشت سی سال ، اگر قرار بود از آسمان اتحاد عملی  نازل شود تا به حال شده بود ! وقتی کافی است که پرچم آزادی خواهی و برابری طلبی در دست تمامی مردم ایران و اپوزوسیون قرارگیرد ، تا همه درد مشترک را فریاد زنند ! وقتی کافی است که پایه های نظام و رژیم ارتجاعی حاکم را بلرزاند ، بحدی که ناچار شود گورش را گم کند !

اگر منافعی جدا از:  منافع مردم ایران، شهروندان ، دوستان ، رفقا ، کارگران ، دانشجویان ، مبارزان ، انسان دوستان ، زنان برابری طلب و...نداریم . اگر همسو با سردمداران حکومتی ، جنایتکاران و بنیادگرایان و دزدان و ثروت اندوزان و تحمیق کنندگان نیستیم ، اگر خائن به مردم ودلال رژیم اسلامی و ستون پنجم به انحراف کشیدن جنبش های مردمی و دانشجویی و کارگری ونیروهای اپوزوسیون نیستیم . اگر جنایات وشکنجه ها و کشتار و اعدام های دسته جمعی رژیم ، قتلهای زنجیره ای و... را فراموش نکرده ایم .

 بجای قرار گرفتن در کنارصفوف رژیم سرکوبگراسلامی جهل و سرمایه و جناح های رنگارنگش برای دفاع از منافع نظام و بنیادگرائی اسلامی ، به بهانه دفاع از خاک و تمامیت ارضی و جنگ با امپریالیسم آمریکا .  بجای اصرار برحق مسلم هسته ای تا این حاکمان وجوددارند ! بجای دفاع ازاسلام خوش خیم ، اصلاح رژیم در چهارچوب قانون اساسی و اسلام سیاسی و ولایت فقیه ، آویزان شدن به دوم خرداد مرده و امتحان پس داده ، بجای وارد شدن در بازی مسخره انتخابات برای حفظ رژیم ...

  بجای قرار گرفتن در کنار صفوف جنگ طلبان و جنگ افروزان امپریالیسم خونخوار و متجاوزآمریکایی ، که به بهانه آوردن دموکراسی برای مردم ویا اجبار رژِیم به توقف غنی سازی و یا خلاصی مردم از شر رژِیم حاکم ، چیزی چون بمب و موشک برسر مردم ایران ( همچون مردم عراق) به ارمغان نخواهند داشت ، که حاضرند همه جای ایران را به خاک و خون بکشند تا از منافع خود و اسرائیل در منطقه دفاع کنند ...

 اگر فقط در حرف و شعار:  آزادی خواه و سوسیالیست و کمونیست و برانداز و جمهوری خواه و دموکرات و لائیک وسکولارو مترقی و... نیستیم ، اگر بدنبال کاسبی آبرو و نام و نشان ، پز و مطرح شدن ، خود بزرگ بینی یا عقده های سرکوب شده و از خود متشکر بودن و ... وارد دنیای سیاست نشده ایم  ، اگر نان به نرخ روز خور دن را در چنته نداریم ،اگر فقط بدنبال تئوری بافی و بحث های صد تا یک غاز ، زیادی روشنفکرانه و پیچیده و صرفا آکادمیک و غیر قابل فهم برای عموم مردم نیستیم .

 بجای دامن زدن به تفرق و جدایی و پراکندگی در بین نیروهای اپوزوسیون ، سرگرم شدن در فرقه بازی و دعواهای میان گروهی و سازمانی و ایدئولوژیک ، فرا فکنی و اتهام و انگ زدن به یکدیگر . بجای اینکه به تنهایی و با دارو دسته خود خواسته باشیم برای مردم و از جانب آنان انقلاب کنیم ، یا از مردم بخواهیم برایمان انقلاب کنند . بجای دگماتیسم و خودبینی ، اینکه انقلاب باید فقط طبق افکار وایدئولوژی و روشی که من و گروهم درست می داند  صورت بگیرد و اصرار بر اینکه فقط راه ما حقیقت دارد و ...، بجای عادت به مخالفت با همه کس و همه چیز ، لجن پراکنی به بقیه و کوبیدن و نقد غیر منطقی و غیر اصولی دیگران و مرزبندی های بی مورد با آنان و...

 اگر فقر ومحرومیت:  حسرت و محدودیت ، اعتیاد ، کارکودکان ، بی خانمانی ، دختران فراری و... را همچنانکه برای خود و بچه هایت نمی خواهی ، برای دیگران و بقیه بچه ها هم نمی خواهی !؟ اگر هنوز چشمانت به فکر ووجدان و قلبت راه دارد ! و صمیمیت و صداقت را در دست و چشم وگوش و زبانت داری !؟اگر پایبند به اصول انسانی ، کمونیستی و حقوق بشری هستی ، حتی اگر مأیوسی و نومید و دلسردی اما باز بدنبال روزنه و نوری می گردی و هنوز در اعماق وجودت کور سوئی  اگر هست  ...

 بجای هر چیز دیگری که سی سال است نگذاشته مردم ایران بطور واقعی  با یک انقلاب رادیکال یا غیرآن از شر این رژیم خلاص شوند ، اگر ریگی به کفش و مقاصد پنهانی نداریم و تنها چاره رهایی را در نبود رژیم حاکم اسلامی بر ایران می دانیم، باید به موج و تحرک آزادی خواهانه و برابری طلبانه ای که از سوی دانشجویان چپ ایجاد و نمایندگی شده بپیوندیم ،" آزادی خواهی و برابری طلبی "  این شعار و واژه های کلیدی و اساسی  را در دستور کار تئوریک و عملی خود و حزب و سازمان و گروهمان و جامعه قرار دهیم وبا اتحاد عمل گرد این پرچم و شعار انسانی ، آنرا به پرچم درد مشترک در بین مردم و بخصوص جنبش های اجتماعی و سیاسی ، کارگری و زنان مبدل سازیم  و گسترش دهیم ، همه گیر و شعله ور سازیم . این شعارفقط مخصوص دانشجویان چپ  نیست، بلکه باید پرچمی شود در دست همه  که تا اعماق جامعه را در برگیرد و به امر همه تبدیل شود!

  که این راه و زمینه و جرقه :  و شاید جواب چه باید کرد ی است که سالهاست می پرسیم و... پس باید همه با اتحاد عمل ، درد مشترک را فریاد زنیم ! که آزادی خواهی و برابری طلبی دانشجویان چپ وقتی پویا و بالنده و پیش رو است که به امر همه مردم و جنبشها تبدیل شود که بتواند جوابی و راهی برای درد مشترک و امید و آرزو و اهداف همه مردم و همه جنبشها از جمله کارگران ، زنان ، جوانان ، معلمان ، پرستاران ، کارمندان ، اقشار کم درآمد و مردم تحت ستم باشد ، باید همه را در زیر پرچم آزادی خواهی و برابری طلبی به میدان بکشانیم تا به  نتیجه ای که لایق مردم ایران است برسیم .

  پرچمی را که چپ دانشگاهی با وجود جو پر از اختناق و سانسور وسرکوب وسرنیزه ، در محیطی پر از رعب و وحشت ، شجاعانه و آگاهانه و با عشق به مردم و کارگران و محرومین ، علیه تبعیض و نابرابریها ، علیه جنگ ، علیه فقر و هرچیز غیر انسانی دیگر به میدان و صحنه آوردند و برافراشتند را ، ما وظیفه داریم حفظ کنیم ، آزادیخواهی و برابری طلبی را گسترش دهیم وتبلیغ کنیم وعمق بخشیم و  ضمن اعتراض و فریاد برای آزادی هرچه زودتراین عزیزان دانشجوی دربند وآزادی تمامی زندانیان سیاسی و کارگری و فعالین زنان و روزنامه نگاران و همه دگر اندیشان در بند ، سعی کنیم تا نابودی رژیم حاکم ، این پرچم را همگانی تر کنیم وبه زمین نیندازیم !  بی تفاوتی ، سکوت وشرکت نکردن در این اعتراضات ، هیچ معنایی و توجیهی نمیتواند داشته باشد!؟ نشستن و انتظار کشیدن برای آمدن قهرمان و مهدی و مسیحا و ناجی ازعالم غیب و درست شدن کارها وسیله خدای بوش و احمدی نژاد و المرت و خاتمی! خیال باطلی بیش نیست . پس اگر درد مشترک داریم !! این گوی و این میدان !

 23 december 2007   -- http://assadbeygi.blogfa.com

منوچهر اسدبیگی  

نوشته شده توسط منوچهر اسدبیگی در یکشنبه دوم دی 1386 |