آیا واژه ای هست !؟ : بد ترین و منفی ترین واژه ها کدامند ؟ لاشخور ، کفتار ، کثافت ، فاسد ، ضد انسان ، مستبد ، فاشیست ، متحجر ، ارتجاع ، لکه ننگ ، غده چرکین ، کریه ، منفور ، آشغال ، تهوع آور ، رذل ، پست ، ریاکار ، بی شرم ، دروغگو ، جانی ، خیانتکار... نه ، اینها هیچ کدام نمی توانند به تنهایی و یا حتی در مجموع ، بار معنایی واژه ترکیبی دیگری از هم خانواده های خود را بدوش بکشند و برسانند ، کم می آورند و می برند ! انگار همان ترکیب سه کلمه ای بهتر از مجموع این واژه ها میتواند خود را بیان کند و محتوایش را برساند و احتیاجی به گروهی واژه معادل و هم معنی ومترادف و هم طراز و صفت و پیش وند و پس وند هم ندارد . پس فقط باید گفت : (( حکومت اسلامی سرمایه )) ، باز هم به دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب حمله کرد ، این موج جدید که ازروز دوشنبه 24 دیماه توسط نیروهای امنیتی ، اطلاعاتی و لباس شخصی آغاز شده ، تاکنون متأسفانه منجر به بازداشت 10 تن دیگر از جوانان عزیز دانشجو و روانه کردنشان به سلولهای شکنجه و پرونده سازی شده است!
رواج هنری جدید ! : فقط کافی است که کمی به خبرها ، رویداد ها ، مطالب وآنچه که بطور روزمره می بینیم و می شنویم و انگاربا تکرار در طول سی سال ، برایمان عادی شده توجه کنیم ، تا برای هزارمین بار بینیم حکومت اسلامی سرمایه ، چه بر سرجامعه و مردم ایران آورده . تا پی ببریم که هنری بنام اعتیاد ، نزد ایرانیان است و بس ! را چگونه رواج داده و جا انداخته! اعتیاد که فقط ربطش به مواد مخدر نیست ،هرچند همین اعتیاد آشنا نیز بیش از همه جای دنیا در میان مردم ایران رواج داده شده و گسترش یافته :
صد ها کودک و نوجوان و جوان به واسطه اعتیاد به کراک ، کرم زده و یا بطرز فجیحی مرده اند - چندین میلیون نفردر خط فقر و زیر خط فقرفقط جان می کنند که زنده بمانند - صد ها هزار کودکان کار و خیابانی در فقر و گرسنگی ومحروم از تحصیل در شهر ها پراکنده اند ، درکارگاه های زیر زمینی ناچار به کارند ، در حاشیه شهرها و خیابانها دست فروشی می کنند ، درمراکز جمع آوری زباله پرسه می زنند ،اسیر بزه کاری و تجاوز و فحشا واعتیادند - ده ها هزار دختر فراری و آواره ، از روی اجبارو بی پناهی بدست افراد وگروههای فاسد افتاده و به فحشا کشیده شده اند - حدود دویست نفر از سرما و یخبندانهای اخیر تلف شده اند - جمهوری اسلامی دست و پای پنج نفر را در زاهدان قطع کرد - رژیم اسلامی زندانی مجروح با دو پای قطع شده و خونین را روی برانکار حلق آویز کرد - تا کنون صدها نفر به عنوان اراذل و اوباش با جرثقیل در ملاء عام به دار کشیده شده اند -آیا خانم پزشک جوان همدانی در زندان خودکشی کرد- دونفر در رابطه با لواط طبق احکام اسلامی و شرعی محکوم به اعدام از طریق پرتاب از بلندی شده اند - بیش از سی تن از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب حدود 45 روز است که بی گناه و بدون وکیل و دادگاه صالحه و هیئت منصفه در زندان و سلولهای انفرادی ، تحت شکنجه وسناریو های پرونده سازی کلیشه ای و پاپوش دوزی قرار گرفته اند - اگر بخواهیم به اعدامهای زندانیان سیاسی و زندان و شکنجه فعالین کارگری و روزنامه نگاری و حقوق بشری و زنان برابری طلب و قتلهای زنجیره ای و...بپردازیم از بحث اصلی دور خواهیم شد . اینها گوشه کوچک و ارزنی از خروار این سی سال حکومت اسلامی سرمایه و افیونی است که رواج داده!
سنگسار در سوئد! و شروع اعتیاد ما ! : مجسم کنید مثلا اگر ناگهان در سوئد دولت و دم و دستگاه قضایی و پلیسی این کشور ، زن یا مرد بدبخت و بیچاره ای را بخاطر جرم یا گناه زنا در درون چاله ای که در میدان سرگل کنده اند تا سینه در خاک قرار دهند و یک وانت سنگ هم بیاورند تا شهروندان سوئدی بر دارند و به سر و کله آن بیچاره های کفن پوش بزنند ، چه میشد !؟ نصف سوئدی ها سکته می کردن و یا راهی بیمارستان می شدند و به یک ساعت نمی کشید که دمار از آن دولت و قوه قضائیه و پلیس در می آوردند . چرا که ، چهار صد سال پیش دوران انگیزاسیون و قرون وسطی را گذرانده اند و در قرن اتم و عصر ارتباطات و ماهواره و اینترنت و مدرنیته و دهکده جهانی ، حتی تحمل دیدن یک ثانیه آن منظره شنیع ، ضد انسانی و متحجر را هم نمی توانند داشته باشند
اما ما بدون گذراندن رنسانسی تاریخی از قبل ، در سی سال پیش با حکومتی روبرو شدیم که دم از اسلام ناب محمدی و عدل علی و هزار حرف مفت و دروغ و یاوه و شعارو وعده و وعید میزده و کسانی از ملی گراها و کسانی از روشنفکران مثلا دینی و تا کمی حتی سکولار نیز با آنان هم آواز بودند و شدند که حرف مفت همخوانی و نداشتن تضاد ، دین و دموکراسی را بلغور کردند و می کنند ، که منافع اقتصادی حقیرشان ، و تضاد سیاسی عقیدتی شان با بقیه باعث شد که به حکومت اسلامی و رشدش کمک کنند ، چرا که از یک طبقه بودند و هستند ! و به مرور و در طی این سی سال با ادامه دروغ و ریاکاری و ترویج خرافات ، جاری کردن قوانین شرعی و عبادی و قضایی و جنایی اسلامی ، باب کردن و جا انداختن قصاص و سنگسار و حد و تعزیرات و شلاق ، کافر و مرتد و منافق وضدانقلاب وآمریکایی خواندن ، فعالین سیاسی و کارگری و دانشجویی وحقوق بشری و آزادیخواهان !
و خود را به جناح های چپ و راست و میانه و تندرو و تقسیم کردن در عین قبول ولایت مطلقه فقیه و قانون اساسی با گول زدن مردم و جوانان توسط خاتمی ها و اصلاح طلبان که همه فقط به دنبال قدرت و ثروت و سهم خواهی بیشترو بردن انتخاب بوده اند ، با توجیه انتخاب بین بد و بدتر و جنگ زرگری و... وبا تحمیق و سانسور و خفقان و مذهب و مقدسات و خط قرمز ها و تابوها ، با شمشیر و زور سرنیزه و سرکوب و شکنجه ، با قتل و اعدامهای دسته جمعی ، با ایجاد رعب و وحشت و دشمن فرضی وبحران زایی ، روز به روز حکومتش را اسلامی تر کرد وخود را به قله تحجر و بنیادگرایی اسلامی اش نزدیک تر!
پس با این شرایط است که مردم را به هر جنایتی و اتفاقات وحشتناکی عادت دادند ، فریادها را خفه کردند ، دگر اندیشان را مثله کردند وبا مقدسات اسلامی و مذهبی بسوی حکومتی متحجر و با داعیه ام القرا بودن کشورهای اسلامی و دادن معنویات به جهان گام برداشتند و روز به روز دامنه تعرضاتش را به مردم ایران و گردنکشی هایشان را بیشتر کردند ، تا جایی که به فکر داشتن سلاح هسته ای برای بقای آینده خود هم افتادند ! و درچنین وضعی و درغیاب نبود آزادی و احزاب و اپوزوسیون قدرتمند در جامعه و فشار و سرکوب و استثمار و چاپیدن سرمایه و بیماری اقتصادی و فقر و گرانی ، مردم را وادارو ناچار کردند که با این همه دلارهای نفتی ، فقط برای نان بدوند و.... و این گونه شد که ما معتاد شدیم به هر جنایتی و اتفاقی و بگیر و ببندی ، وبما و جهانیان ، آنهم در عصر ارتباطات و اتم عملا ثابت کردند که دین افیون توده هاست ، یعنی چی !! و خوشا به حال نسلهای آینده که این سالها را دیگر نخواهند دید و تجربه نخواهند کرد .
ترس و وحشت رژیم برای همین ترک اعتیاد مردم است ! : به این ترتیب روشن است که چرا (( حکومت اسلامی سرمایه )) – نه یک کلمه بیشتر و نه کمتر! ، با توجه به مقدمه- از پرچم آزادیخواهی و برابری طلبی دانشجویان و عمومی شدن آن در دستهای همه مردم وجنبش های سیاسی و اجتماعی می ترسد و شمشیر را از رو می بندد و در روز روشن با هجوم به دانشگاه و ورود به خانه ها ، عده ای دانشجوی جوان و پاک و انساندوست که بجز کتاب و تفکر واندیشه وپرچم آزادیخواهی و برابری طلبی سلاحی ندارند و بجز نیروی خودشان و مردم به چیز دیگری وابستگی و امید و اتکایی ندارند ، حمله می کند ؟ و در سلولهای انفرادی با شکنجه و تهدید این عزیزان سعی می کند با پرونده سازی های کلیشه ای واتهامات دروغین و نخ نمای سی ساله ، و با برچسب های نچسب و غیر واقعی و ساختگی ، و با تبلیغات رسانه ای کیهانی و رجانیوزی ، و با هر طرفند دیگری مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه دانشجویان و جنبشهای اجتماعی و سیاسی و اعتراضات موجود در جامعه را لوث و مسخ و ابتر و سترون کند ، تا به خیال خود مثل گذشته و این سی سال باز هم ادامه دهد !! ودر قدرت و ثروت و حکومت بماند ! وبه خیال خود بسوی قله های تحجر مورد نظرش نزدیک شود.
چرا که حکومت اسلامی سرمایه ، برایش بسیار گران تمام می شود که پس از سی سال فشار و سرکوب و تحمیق وقوانین شرعی ... ببیند که در دانشگاه ها ، بجز معدودی جوان که اسلامی و حزب الهی و بسیجی وانجمنی و خودی و گول خورده و تحمیق شده و جاهل و مزدورند ، اکثریت با انسانهای آزادیخواه و برابری طلب باشد ! پس همه ما وظیفه داریم ، به این رنسانس بپیوندیم ، با حمایت از همه دانشجویان آزادیخواه وبرابری طلب ، بخصوص عزیزان در بند ، به این ترک اعتیاد عمومی و مردمی روی آوریم و کمک کنیم تا این سی سال تکرار نشود و ادامه پیدا نکند !
منوچهر اسدبیگی - 16 januari 2008