دنباله - جهان شناسي قرآن - قسمت دوم
2-خدا و ساختن آسمانها و هفت آسمان :
آيات مربوطه : در بسياري از آيات قرآن كلمه سماء يا سموات(آسمان يا آسمانها ) آمده است و همچنين حدود 9 بار هم از (( هفت آسمان )) سخن رفته كه برخي از اين آيات را در زير مي آوريم :
- سوره الصافات آيه 6 : بدرستيكه ما آراستيم آسمان جهان را بچراغها - سوره الذاريات آيه 7 : ..بآسمان صاحب زينت ها...- سوره فرقان آيه 62 : ..افزون آمدآنكه گردانيد در آسمان برجها و گردانيد در آن چراغي (خورشيد) و ماهي نور دهنده . – سوره البروج آيه 1 : قسم بآسمان صاحب برجها - سوره ملك آيه 5 : و بتحقيق آراستيم آسمان دنيا را بچراغها ... – سوره اعراف آيه 38 : گشوده نشود براي ايشان درهاي آسمان و.. – سوره قمر آيه 11 : پس گشوديم درهاي آسمان را بآبي سخت ريزنده .... – سوره الحج آيه 64 : ... و نگاه ميدارد آسمان را از اينكه افتد بر زمين مگر بدستور او ....- سوره الرعد آيه 2 :خدا است كه بر افراشت آسمانها را بي ستون ..... – سوره لقمان آيه 9 : آفريد آسمانها را بدون ستوني كه ببينيد آنرا و....- سوره مومن آيه 66 : ...و گردانيد آسمان را بنائي..
- سوره ذاريات آيه 47 : و آسمان بنا كرديمش بقوت و ... – سوره الشمس آيه 5 : و (قسم به)آسمان و آنكه بنا كردش ...- سوره بقره آيه 20 : آنكه گردانيد براي شما زمين را گسترده و آسمان را بنائي افراشته ... – سوره غاشيه آيه 18 : (و آيا نمي نگرند ) بسوي آسمان كه چگونه بلند گردانيده شده .. – سوره الرحمن آيه 6 : و آسمان را بلند گردانيدش ....- سوره طه آيه 3 : ...فرو فرستادني از آنكه آفريد زمين را و آسمانهاي بلند را .... – سوره انعام آيه 6 : .. و فرستاديم از آسمانها بر آنها باران بسيار ...- سوره بقره آيه 20 : ... و فرو فرستاد از آسمان آب را بسي.....
- سوره الطارق آيه 11 : ..و آسمان صاحب باران ...- سوره انبياء آيه 33 : و گردانيديم آسمان را سقفي محفوظ....
- سوره يس آيه 40 : و هر يك (خورشيد و ماه ) در فلكي (آسماني ) آمد و رفت مي كنند .- سوره نجم آيه 26 : و بسياري از فرشته در آسمانها است كه ....
-سوره بقره آيه27: اوست آنكه آفريد براي شما جميع آنچه را در زمين است پس پرداخت بآسمان ، پس ساخت آنها را هفت آسمان-النباء آيه 12 : و بنا كرديم بالاي شما هفت طبقه استوار...-سوره المومنون آيه 17 : و بحقيقت آفريديم بر بالاي شما هفت طبقات بالاي هم ... –سوره طلاق آيه 12 :خداست آنكه آفريد هفت آسمان را و.......
- سوره ملك آيه 3 : آنكه آفريد هفت آسمان را طبقه طبقه ... – سوره نوح آيه 14 : آيا نمي بينيد چگونه آفريد خدا هفت آسمان را طبقه طبقه بالاي هم و... – سوره المومنون آيه 88 : بگو كيست پروردگار آسمانهاي هفتگانه و پروردگار عرش عظيم ...- سوره الاسراء آيه 46 : تسبيح ميكند مر او را آسمانهاي هفتگانه و زمين ..... – سوره فصلت آيه 11 : پس قرارداد آنها را هفت آسمان در دو روز و وحي كرددر هر آسمان كار آنرا و آراسته كرديم آسمان جهان را به چراغها ...
بررسي: آيات فوق چه ميگويند و چه مفهومي دارند ( بدون تفسير هاي غير واقعي و دروغين )
-- از بر رسي مجموع آيات فوق متوجه مي شويم كه : خداي قرآن محمد پس از اينكه زمين و جميع آنچه را كه در آنست در چهار روز( و يا شش روز ) آفريد به آسمان پرداخت و در طي دو روز هفت آسمان را خلق كرد ، آنهم آسمانهائي بر بالاي زمين و زمينيان و به صورت طبقه طبقه و بسيار محكم ، ضمن اينكه كار هر آسماني را هم وحي كرده و دستورش را داده ( شايد به فرشتگان بارگاهش كه مجري اوامرش بودند ). و در آخرآسمان جهان يا دنيا (ي محدودش ) را و يا به عبارتي سقف بلند زمين را كه در زير آن فلكها قرار داشتند و يا همان آسمانهاي 7 گانه را به((چراغها )) يعني ستاره ها آراسته و تزئين گردانيد ( آنهم براي زمينيان كه هم زينت آنها در آسمان باشد و هم براي راه يابي دردرياها و خشكيها از آنها استفاده كنند ) و نيز در آسمان برجها ( اشكالي مثل ثور و حمل و جوزا و.. كه وسيله تخيل انسان از به هم پيوستن ستاره ها ايجاد شده ) را هم ساخت .
_و در آسماني چراغ يعني خورشيد و در آسماني (فلكي) ديگر ماهي نور دهنده قرارداد كه هريك در فلك خود رفت و آمد بكنند (البته آن زمان بدليل نبود علم امروزي كسي نمي دانست كه خورشيد اين رفت و آمد روزانه را ندارد و زمين است كه ميچرخد و ماه هم نوري از خود ندارد ، حتي استغفرالله خدا هم نمي دانست !) .
_اين آسماني كه خدا ساخت داراي در نيز بود كه مثلا آنرا ميگشايد كه آبي سخت ريزنده به زمين و پايين بيايد( البته.... ازچگونگي ايجاد باران و جو زمين و..اطلاع نداشتند ، حتي خدا !).
_يكي از آيات فوق نشان ميدهد كه خدا مردم را دوست دارد ، چرا كه آسمان را نگه داشته تا بر روي زمين نيفتد.
( و باز هم البته در آن زمان كسي نمي دانست كه زمين نسبت به جهان ذره اي بيش نيست و تحت جاذبه خورشيد است و نمي شود اين همه ستاره بر روي زمين كوچولو بيفتد ، حتي خدا هم نمي دانست ! چرا كه فكر ميكرد زميني كه خلق كرده مركز جهان است و بسيار بزرگ و براي همين ستاره ها را براي زينت سقف زمين ساخته بود و...!!) و چون مردم از اينكه خدا چگونه آسمان و سقف تزئين شده اش را نگه داشته، چيزي و ستوني نمي ديدند و نمي دانستند ( و خود خدا و محمدش هم نمي دانست ) ، به آنها مي گويد كه آسمانها بر افراشته شد و آفريده شد بدون ستوني كه شما ببينيد و غيبي است . و بالاخره مي گويد كه : آسمان را با نيرو وقوت بنا كرديم و آنرا بلند گردانيديم و از آسمانها آب و باران را هم براي زمينيان ميفرستيم (چون در عربستان برف نمي باريد ، بيشتر از باران گفته !)و بسياري از فرشته ها در آسمانند (كه براي دادن وحي به پيامبران و يا گرفتن جان مردم و يا نوشتن گناهها و حساب و كتاب و يا براي اداره هفت آسمان استخدام شده اند..ببخشيد خلق شده اند ! )و تأكيد ميكند كه آسمان را سقفي محفوظ و محكم ساخته كه بر پا شده بدون ستون و نمي گذارد كه بيفتد ( كه زمينيان از اين نظر خاطرشان جمع باشد و نترسند
مفسران و آسمان ، ببينيم مفسران و روشنفكران آگاه مسلمان چه منظور و تعبير و تفسيراتي(در) آورده اند :
1- طالقاني درکتاب" پرتوي از قرآن" راجع به هفت آسمان اينگونه تفسير( كه نه تفسيرات ) كرده اند كه :
[مقصود از هفت آسمان همان اختران منظومه شمسي جهان ما مي باشد – در بعضي آيات مقصود از هفت آسمان مراتب و عوالم باطن و معنوي است-..و ميشود طبقات جوي مقصود باشد –]
- ميدانيم كه به اصطلاح اختران منظومه شمسي (سيارات)با زمين تعدادشان 9 سياره است علاوه بر خرده سيارات و سنگهاي آسماني و ستارگان دنباله دار ، بنابراين تفسير اول هيچ اعتباري ندارد.
- تفسير دوم بسيار مضحك ، زيرا كه هفت آسمان(تمام جهان محدود خدا) را تخيلي و دور از عينيات و واقعيت جلوه ميدهد.و گذشته از اين مگر در "به اصطلاح" عوالم باطن و معنوي هم آسمان و ستاره و خورشيد و.. وجود دارد؟
شايد هم منظور اين "منظور تراشنده" آن آسمان خيالي است كه مثلامحمد درآن معراج كرده !؟
- و در مورد تفسير سوم، اولا در زمان محمد هيچ اطلاعات علمي در مورد جو زمين و چگونگي آن و گازهاي تشكيل دهنده آن وجود نداشته ، و دوم اينكه چه كسي گفته لايه ها ي جو هفت طبقه است ؟ و سوم و مهمتر اينكه در آيات قرآني كاملا روشن است كه وقتي از 7 آسمان صحبت به ميان آمده منظور تمامي جهان است ( البته بدون زمين و تا آنجا كه چشم غير مسلح مي ديده ) و اين چه ربطي به جو زمين دارد؟
2-محمد تقي شريعتي (ماله كش قرن 21 و آگاه از علوم) در كتاب "تفسير نوين" اين گونه تفسير تراشيده كه :
[-شايد منظور از هفت آسمان متعدد بودن آنها باشد ، نه عدد معيني كمتراز هشت و بيشتر از شش – منظور از 7 آسمان كهكشانها بوده ، قرآن در 14 قرن پيش با تكرار آسمانهاي هفتگانه بشر را متوجه ساخت كه علاوه بر اين آسمان پر ستاره اي كه به چشم ميبينيد ، هنوز آسمانهاي متعدد ديگر و خورشيدها و ماهها و نجوم و كواكب ديگري در اين فضاي بي انتها وجود دارد. ( و در ادامه بیان داشته: )به نظر نويسنده بهترين و قانع كننده ترين توجيه براي سبع سموات (آسمانهاي 7 گانه) فعلا همين است تا شايد پيشرفت علوم در آينده وجه بهتري كشف نمايد.]
- چرا خدا براي متعدد بودن آسمانها رفته سراغ عدد هفت آنهم بيش از 8 بار؟ خيلي ساده ميتوانست و ميشد از همان كلمه سموات (آسمانها ) استفاده كند. و دوم اينكه مگر عدد 7 تعدد و ميلون و ميليارد را مي رساند؟
- درمورد تفسيردوم ، مگر7 كهكشان و جود دارد ؟( البته به عدد7 يعني متعدد و بي شمار در بند فوق پرداختيم)
-آخر كدام انساني از 1400 سال پيش تا كنون از خواندن 7 آسمان در قرآن متوجه شده كه علاوه بر آسمان پر ستار اي كه ميبيند هنوزآسمانهاي متعدد و خورشيد ها و ماهها و نجوم و كواكب ديگري وجود دارد( البته بجز همين مفسر خودمان! )؟؟؟وقتي نه تلسكوپي بوده و نه علوم مترقي و تكنولوژي امروزي ، اين تفسيرات بي پايه و خيالي و البته زوركي و دروغ و با منظور و... اعتباري خواهد داشت ؟؟و ملاحظه مي كنيم كه اين مفسران همينطور كه ايشان خود گفته اند انگار و اقعا خود قرآن و معاني اش راكار ندارند و يا قبول ندارند و منتظرند تا با پيشرفت علوم و شناخت علمي تر بشر ، تفاسير جديد و امروزي تري از قرآن 1400 سال پيش ارائه دهند كه فقط ميتوان گفت زهي بيشرمي و بي وجداني و.....
3-عده بسياري از مفسران نيز متفق القولند كه منظور از اينكه در قرآن آمده – آسمانها بر افراشته و آفريده شد ((بدون ستونهائي )) كه شما ببينيد – همين نيروي جاذبه بوده كه علم تازه فهميده اما قرآن 1400 سال پيش گفته ، كه بايد گفت اولا صحبت از نيروي جاذبه به زمين و خورشيد بر ميگردد نه به آسمان و سقف آسمان با زمين ، و دوم اينكه چون درقديم كراته هاي آسمان را بر روي تكيه گاههائي بر روي زمين ميدانستند و ستوني نمي ديدند گفته شده ستونهائي كه نمي بينيد كه اين ربطي به نيروي جاذبه نداشته ، و سوم اينكه اگر منظور نيروي جاذبه بوده چرا همين مطلب به اين مهمي را محمد ويا خدايش نگفته اند كه زحمت به شما مفسران داده اند؟در جائي كه در قرآن در موردمسائل روزمره و پيش پا افتاده آيات فراواني صادر شده چطور نبايد نسبت به سقف جهان و 7 آسمان و ستونهايش كه ديده نمي شود و بقول شما همان نيروي جاذبه است اشاره اي هم نشود؟ آيا غير از اين است كه بشر آن زمان و علمش و به تبع آن محمد و خدايش اطلاعي از اين نيرو نداشتند؟؟؟
و در پايان اينكه: در فضا اصلا آسمان مفهومي ندارد ، در اين فضاي كيهاني نا محدود بالا (بالاي سر ) ، پايين ، چپ ، راست ، جلو و عقب هم بي مفهوم است ، آسمان براي زمين در روز همين آسمان آبي است ، و آسمان ابري و باراني كه جو يا آتمسفر است و در شب (علاوه بر آسمان روز كه به علت تاريكي شب نمي بينيمش) آسمان پر ستاره ميبينيم كه ( به علت روشنائي روز نمي بينيمش )نه سقفي واحد براي زمين است و نه ايتكه چراغهايش به هم پيوسته، بلكه اين ستاره هاي ظاهرا در كنار هم هريك شايد چندين سال نوري با بغل دستي اش فاصله داشته باشد . يعني در كل اين جهان در 7 آسمان خيالي محدود نمي شود بلكه آنقدر فضاي جهان نا محدود و بي انتهاست كه با و جود ميلياردها كهكشان و در هر كهكشان شايد ميليونها منظومه(همچون كهكشان راه شيري و منظومه خورشيدي خودمان و..) و اجرام ديگر كه در اين فضا قراردارند ، همانند مشتي دانه خشخاشند در اقيانوسي بي كران كه اين فضاي بي انتها و كل اجرامش را ميتوان گفت جهان ، كائنات ، فضاي كيهاني و... هرچه هست اين مشخص و روشن شده كه بر خلاف كتب مذهبي ، زمين مركز جهان نيست كه همه چيز براي آن بوجود آمده باشد ، زمين مسطح نيست و لبه ها و كرانه هاي آسمان برآن قرار ندارند ، بلكه زمين هم كره ايست (ذره اي است )جزو منظومه اي كه اين منظومه هم ذره ايست در كهكشاني و اين كهكشان هم جرمي است كوچك در اين فضاي كيهاني ، و صحبت از آسمانهاي 7 گانه و سقف زينت داده شده براي زمين بسيار كودكانه ، احمقانه وبي پايه و اساس خواهد بود .
بابك حكمت – تهران – فروردين86 – پايان قسمت دوم – ادامه دارد