تبليغاتX
تا آزادی - جهان شناسي قرآن - قسمت سوم و پاياني

جهان شناسي قرآن -   قسمت سوم و پاياني

 

3-خداي قرآن محمد و آنچه در باره خورشيد و ماه (و روز و شب ) ميدانسته :

آيات مربوطه : در آيات قرآني بسياري به خورشيد و ماه و شب و روز اشاره شده ، كه مهمترينشان را مي آوريم :

-سوره تكوير آيه 1 و 2 : (وقتي كه قيامت شود ) آنگاه كه آفتاب در هم پيچيده شود و آنگاه كه ستاره ها فروريزند

-سوره يس آيه 38 : و آفتاب سير ميكند براي جاي قراري كه مر او راست آن تقدير خداي غالب داناست . – سوره الاسراء آيه 80 : بر پا داريد نماز را وقت زوال آفتاب تا تاريكي شب . – سوره كهف آيه 84 : ( در ادامه شرح حالي كه از ذي القرنين شده )..تا چون رسيد بجاي غروب كردن آفتاب يافت آنرا كه غروب ميكند در چشمه لاي دار و يافت نزد آن گروهي را...آيه 89 : ...تا چون رسيد بجاي بر آمدن آفتاب يافت آنرا كه بر مي آيد.. – سوره طه آيه130: ...بستايش پروردگارت پيش از برآمدن آفتاب و پيش از فرو شدنش – سوره بقره آيه 260 : گفت ابراهيم پس بدرستيكه خدا ميآورد آفتاب را از مشرق  پس بياورش از مغرب پس...- سوره يس آيه 39 : ...و ماه را مقرر داشتيمش منزلها تا آنكه بازگشت كند چون چوب خوشه خرماي كهنه ...- سوره القمرآيه 1 : نزديك شد قيامت و شكاف خورد ماه – سوره الانشقاق آيه 18 : ( و قسم به ) ماه چون تمام شود – سوره توبه آيه 36 : بدرستيكه شمار ماهها نزد خدا دوازده ماه است در كتاب خدا روزي كه آفريد آسمانها و زمين را از آنها چهار ماه حرام است ....

- سوره بقره آيه 185 : مي پرسند ترا از هلالهاي ماه بگو آن و قتهاست از براي مردمان و حج و ....- سوره.......

بر رسي، آيات مربوط به خورشيد و ماه و شب و روز  چه ميگويند و مفهومشان چيست :

_خداي محمد نمي دانسته خورشيد هم ستاره ايست ، در نظر خدا خورشيد از مشرق به مغرب حركت ميكرده و جاي سير آن نيز مقرر شده بوده از جائي بر مي آمده و در جائي فرو ميرفته يعني خدا خورشيد را از مشرق مي آورده و.. ، شب را وقت زوال خورشيد مي دانسته ، و البته چنانكه در قبل ديديم خدا بعد از اينكه زمين و هر چه در آنست را آفريد ، خورشيد را آفريد!

_ وقتي كه به اصطلاح روز قيامت شود خدا خورشيد را جمع ميكند و با اين حال كه ديگر خورشيدي نيست انسان وجود دارد و سوال هم مي كند! ، ضمن اينكه خورشيد مانند انسان خدا را سجده ميكند و عمده و اصل مقامش براي زمين همچون چراغي فروزان بودن است

_ خدا از اينكه از روي خورشيد بهتر ميشود حساب سالها و ماه را داشت را نمي دانسته لذا منزلهاي ماه را براي اين امر آفريده

_ و اما در مورد ماه، هلالهاي ماه را خدا ايجاد ميكند ، ماه شكاف ميخورد ، تمام ميشود و نو ميشود ،از علت حالات و اهله ماه اطلاع نداشته (گردشش بدور زمين در يك ماه و تابش نور خورشيد به آن و..) چرا كه آنرا براي تعيين وقت براي مردمان و حج و غيره مي دانسته ، و مهم تر اينكه روزي كه زمين و آسمانها را آفريده شماره ماهها را دوازده قرارداده ( لابد مثل درجه جوش آب كه 100 تعيين كرده يا كليه مقياس هاي وزن و مسافت و... و بشر خود هيچ ابداع و كاري در اين زمينه نكرده و آماده خور بوده!!) كه البته از همان زمان 4 ماه آنرا حرام اعلام كرده !..

ماه نيز خدا را سجده مي كند، و ماه را روشنائي و نوري براي شب قرارداده و از اينكه ماه كره اي بي نور و آبله رو است خبري نداشته ،

_ در مورد شب و روزچه هاكه نگفته !!! روز را از شب بيرون ميكشد ، شب را در روز در مي آورد و روز را در شب ، مي دانسته كه شب و روز اختلاف دارند ! ، اگر بخواهد ميتواند روز و يا شب را تا روز قيامت پاينده نگه دارد ، شب بيش از روز نيست و.. = و اما اين خداي دانا هم از علت ايجاد شب و روز بي اطلاع بوده كه توضيحي نداده

علم در مقابل قرآن چه ميگويد :لازم به تذكر است كه به استثناء دانشمندان نادري كه توانسته بودند در طول قرون و اعصار حقايقي را حدس بزنند يا ثابت كنند ، فقط در چند صد سال اخير بوده كه بشر توانسته به گردش زمين حول محور خودش در يك شبانه روز و گردش زمين و حركت انتقالي اش به گرد خورشيد در يكسال پي ببرد ، و بفهمد كه زمين ثابت  و غير متحرك نيست ، خداي قرآن ( يعني در حقيقت بشر آن زمان و محمد )در باره نجوم هيچگونه اطلاعات علمي نداشته ، زمين را ثابت ميداند و خورشيد را به دور آن در حركت، از منظومه شمسي و سيارات و زمين كه سياره است و خورشيد كه ستاره است اطلاعي نداشته ، دليل شب و روز را نمي دانسته ، از چگونگي ايجاد خسوف و كسوف و حالات ماه خبر نداشته و دليل اين حالات ماه رابراي اوقات مردمان و حج ميدانسته ، يعني علت وجودي  پديده ها ي طبيعي را در عادات و دست آوردها و علوم مكتسبه بشري ميدانسته كه خدا براي بشر خلقشان كرده ، براي همين ميگويد شماره ماهها را 12 ماه مقرركرده و نمي دانسته كه مردم پيشرفته اي چون بابليان ، مصريان ، چينيان ، ايرانيان و يونانيان و...سال راتقسيم به چهاربخش  سه ماهه يعني 12 ماه كرده اند كه در اين عمل ملاكشان سير( ظاهري) خورشيد در مناطق و به اصطلاح برحسب ظاهر برجهاي مختلف آسمان بوده ( كه آنان نيز از گردش زمين در پهنه فضا در مداري خاص به گرد خورشيد يعني حركت انتقالي اطلاعي نداشتند )، بنا بر اين خداي دانا حتي در يك مورد نيز از آنچه علم بشر بدان دست يافته بيشتر نمي دانسته و اطلاعاتش از محدوده زمان و مكان محمد فراتر نبوده .

4-خداي قرآن محمد و آنچه در باره ستاره ها و سيارات ميدانسته :

آيات مربوط به ستاره ها :در قرآن بيش از بيست بار به ستاره يا ستاره ها يا چراغهاي آسمان اشاره شده :

-سوره فصلت آيه 11 : ( پس از خلق زمين و آسمانها )..... و آراسته كرديم آسمان دنيا را بچراغها و محافظتي ...

-سوره ملك آيه 5 : و بتحقيق آراستيم آسمان دنيا را بچراغها و گردانيديم آن را رانندگان مر شيطان را....

-سوره الصافات آيه 6 : بدرستيكه ما آراستيم آسمان دنيا را به زينتي كه ستاره هاست .

-سوره الرحمن آيه 5 : و ستاره و درخت سجود مي كنند ..- سوره واقعه آيه 74 : پس سوگند ياد نمي كنم به منازل ستارگان . – سوره النجم آيه 1 : قسم بستاره چون فرو شود يا بر آيد.-  سوره انعام آيه 76 : پس چون تاريك شد بر او(بر ابراهيم ) شب ديد ستاره را گفت اين است پروردگار من پس چون غايب شد گفت دوست ندارم فرو روندگان را ، - سوره نحل آيه 12 : ..و آفتاب و ماه و ستاره ها تسخير شدگانند بفرمان او. – سوره الحج آيه 18 :..آفتاب و ماه و ستارگان (خدا را سجده مي كنند )...- سوره انعام آيه 97 :  و اوست كه گردانيد براي شما ستاره ها را تا راه يابيد بسب آنها در تاريكيهاي شكي و دريا – سوره نحل آيه 16 : ..علامت ها و به ستاره ايشان راه مي يابند

- سوره الانفطار آيه 1و2 : آنگاه كه آسمان بشكافد و آن گاه كه ستاره ها فرو ريزند. – سوره المر سلات آيه 8و9 :

بوقوع آينده است ( قيامت ) پس آنگاه كه ستاره ها محو شوند و آنگاه كه آسمان واشكافته گردد. سوره تكويرآيه2 : و آنگاه كه ستاره ها فرو ريزند ( در قيامت ) .

بر رسي، آيات مربوط به ستاره ها چه ميگويند ،مفهومشان چيست وچه مسائلي را براي بشر روشن كرده اند :

_آخرين كار خدا در دو روزي كه صرف ساخت 7 آسمان كرد ، اين بود كه سقف اين جهان محدودي را كه خلق كرده و يا ساخته بود و سيله ستاره ها زينت داد و چراغاني كرد. و علت واقعي و اصلي آفرينش ستاره ها از سوي خدا بخاطر زينت دادن به سقف آسمان  آنهم براي زمينيان بوده !! تا زمينيان ، سقف آسمان زيبا و آراسته اي داشته باشند ، البته علت ديگري هم براي خلق ستاره ها آمده و آن اينكه بشر وسيله آنها بتواند در درياها و خشكي ها راه خود را بيابد . و البته در روز قيامت كه آسمانها را ميشكافد ، ستاره ها فرو مي ريزند و محو ميشوند.

ضمن اينكه ستاره ها هم مانند انسان و درخت و..خدا را سجده و ستايش مي كنند ، مانند خورشد و ماه داراي منازل ميباشند يعني جايشان نسبت به زمين در سال تغيير ميكند و بگرد زمين در حركتند پس فرو مي شوند و بر مي آيند كه البته اينها به فرمان خدا انجام ميشود (كه از گردش و حركت انتقالي زمين بي خبر بودند)،

_ مي بينيم كه خدا ( و يا بهتر بگوئيم بشر آن زمان و محمد) از ماهيت ستاره ها كه هر يك خورشيدي هستند كه  زمين در مقابل عظمتشان بسيار خرد و كوچك و ناچيز است خبري نداشته و بي اطلاع بوده كه آنها را زينتي براي      زمين ميدانسته ،وهمچنين از عظمت جهان خبر نداشته كه سقف و انتهاي دنيايش محدود مي شده به ستارگان ، و براي همين هم درقرآن اشاره اي به ميلياردها كهكشان فضاي كيهاني نشده ، از تكامل اجتماعي بشرو علومي كه طي هزاران سال بدست آورده و به تجربه آموخته هم اطلاعي نداشته چرا كه راه يابي انسانها در دريا و خشكي از روي وضعيت ستاره ها را علت وجودي و خلق ستاره ها دانسته !!،

و اماآياتي در مورد سياره ها :با توجه به اينكه قبل از محمد و درميان بابليها ، ايراني ها و يوناني ها عده اي متوجه شده بودند كه بعضي از اجسام آسماني برخلاف ستاره ها ، گردششان به نحوه ديگري است و بعدها آنها را سياره و سرگردان ناميده بودند و پنج سياره را شناخته بودند و به آنها نامهائي هم داده بودند ، با اين همه خداي محمد كه خالق تمامي آنها محسوب مي شود ، همچون ديگر پديده ها از سيارات منظومه شمسي نيز اطلاعي نداشته چه رسد به اينكه بداند زمين هم خود يك سياره است كه به همراه ديگر سيارات به گرد خورشيد در گردش است .

_ در قرآن در سوره تكوير آيه 15 و 16 در مورد سيارات چنين آمده -  پس سوگند به پس روندگان ( كه تفسير شده سيارات ) و روندگان پنهان شونده ..- بنا بر اين مي بينيم خداي محمد آنقدر از سيارات اطلاع داشته كه مردم عادي آن زمان با نگاه و توجه به آسمان در مورد آنها مي ديدند ، يعني چون ازگردش زمين و گردش سيارات به دور خورشيد اطلاع  نداشتند فكر ميكردند كه سيارات با حركتشان بدور زمين و يا در آسمان پس و پيش مي شوند و يا درپشت زمين پنهان مي شوند!!.

5-خداي قرآن محمد و آنچه در باره زمين و پديده هاي آن ميدانسته :

آياتي در باره خلقت و وضعيت زمين :

 چنانكه درقبل ديديم در آيات بسياري صحبت از آفريدن زمين و آسمانها در شش روز شده است ، كه به آن پرداختيم ، لذا از ذكر و بررسي مجدد آنها خود داري كرده ميپردازيم به آياتي كه در موردو ضعيت زمين در قرآن آمده :- سوره الزمر آيه 13 : ...و زمين خدا وسيع است ....- سوره عنكبوت آيه 56 : بدرستيكه زمين من فراخ است پس مرا بپرستيد – سوره نوح آيه 18 : و خدا گردانيد براي شما زمين را گسترده – سوره شمس آيه 6 : و( قسم به ) زمين و آنكه گستردش . – سوره الرعد آيه 3 : و اوست كه بگسترد زمين را و .... – سوره بقره آيه 20: ...آنكه گردانيد براي شما زمين را گسترده .... – سوره النباء آيه 6 : آيا نگردانيديم زمين را بستر  - سوره غاشيه آيه 20 : (نمي نگرند) به زمين كه چگونه پهن گردانيده شده . –سوره نمل آيه 62 : آيا آنكه گردانيد زمين را مستقر و قرار داد ميانش را نهرها و....

بر رسي آيات :

 _ مي بينيم كه خداي قرآن اطلاعاتش در باره كره زمين محدود است به اينكه ، زمين وسيع و فراخ و گسترده و پهن و بستر است يعني همان اطلاعاتي كه بشر آن زمان داشته، اين خداي دانا بجزتكرار گسترده بودن زمين ، نمي دانسته و آگاهي نداشته كه بگويد – زمين سياره ايست كروي كه در فضا معلق بوده و تحت نيروي جاذبه خورشيد در مداري به گرد آن در حركت است و در اثر چرخش زمين حول محور خودش شب و روز ايجاد مي شود ، زمين مركز جهان نيست و در مقابل اين جهان نا محدود و بي انتها ذره اي بيش نيست ، و اين ذره نمي توانسته قبل از ستاره ها و خورشيد وجود داشته باشد ، و....-

البته ايرادي به بشرو اطلاعات محدودش در زمان محمد و قبل از او نيست كه چرا نمي دانستند زمين سياره و كروي است و حركت وضعي و انتقالي دارد ، اما خداي داناي خالق و توانا چرا نمي دانسته !! حتما به اين علت نمي دانسته كه مردم و محمد در آن محدوده مكاني و زماني بيش از اين نمي دانستند!! اين شد جواب قانع كننده!!!

آيات قرآن در باره كوهها و بر رسي آنها :

- سوره فصلت آيه 9 :...و گردانيد در آن كوههاي استوار از بالاي آن و... – سوره طه آيه 105 : و مي پرسند ترا از كوهها پس بگو بر افشاند آن را پروردگارم بر افشاندني . – سوره غاشيه آيه 19 : ..( آيا پس نمي نگرند ) به كوهها كه چگونه بر افراشته شده – سوره لقمان آيه 9 : و افكند در زمين كوههاي ثابت مبادا كه بگردد به شما – سوره الانبياء آيه 32 : و گردانيديم در زمين كوههاي استوار مبادا كه ميل كند به ايشان و...- سوره نمل آيه 62 : ...و گردانيد مر آن را كوههاي ثابت و...- سوره نازعات آيه 32 : و كوه را استوار گردانيدش  - سوره النباء آيه 7 : ( آيا نگردانيديم ) كوهها را ميخها . – سوره سبا آيه 10 : و بتحقيق داديم داود را از خود مزيتي ، اي كوهها تسبيح كوئيد به او – سوره حج آيه 18 : آيا نديدي كه خدا را سجده ميكنند ...كوهها و درخت و...- سوره احزاب آيه 72 : بدرستيكه ما عرض كرديم امانت را به آسمانها و زمين و كوهها پس ابا نمودند كه بردارند آنرا و ترسيدند از آن – سوره ص آيه 17 : بدرستيكه ما رام كرديم كوهها را كه باو ( به داود) تسبيح مي گفتند شبانگاه..- سوره الاسراء آيه 39 : و راه مرو در زمين از راه كبر و ناز بدرستيكه تو رخنه متواني كرد زمين را و هرگز نخواهي رسيد به كوهها در بلندي .

_ مي بينيم كه اطلاعات خدا در مورد كوهها هم ، بسيار ابتدائي ، خرافاتي و غير علمي است ، اين آيات ميرساند كه خدا پس از آفريدن زمين از بالاي آن كوههاي استوار و محكم و ثابت را همچون ميخ در زمين ايجاد كرد و يا افكند ( و يا بر افشاند يا بر افراشت)، كه اين كوهها نيز داراي صفات انساني هستند و براي مثال داود را تسبيح مي گفتند و خدا را سجده ميكردند و از امانت داري براي خدا ابا كرده اند و ترسيده اند و خدا آنها را رام كرده و....

_ در اينجا نيز باز خداي محمد اسير زمان و مكان عربستان آن زمان است و نميداند كه ساختمان كوهها به حركت سطوح قشر زمين و مواد مذاب دروني زمين  و پوسته زمين مربوط است و از بالا به زمين افكنده و ميخكوب نشده ، از كوههاي آتش فشاني و چين خورده و ديواره اي خبر ندارد و نمي دانسته كه كوهها بر خلاف ظاهر، ثابت و استوار نيستند و قله كوهي زماني كف اقيانوسي بوده و كوههاي ظاهرا استوار بعلل فرسايش تغيير ميكنند و....

از مسئله تسبيح و سجده و صفات انساني كوه ميگذريم ، چرا كه ارزش بر رسي و هيچ نقدي را ندارد.

آيات قرآن در باره باد ( بشارت و يا بلائي آسماني) و بر رسي آنها :

- سوره الروم آيه 45 : و از آيتهايش آنكه مي فرستد بادها را بشارت دهندگان و تا بچشاند شما را از رحمتش  و تا جاري كند كشتي را بامرش ... - سوره فرقان آيه 50 : و اوست آنكه فرستاد بادها را بشارت ميان دو دست رحمتش و فرو فرستاديم .....- سوره بقره آيه 159 : ..وگردانيد بادها و ابر رام كرده شده ميان آسمان و زمين ...- سوره انبياء آيه 81 : و مرسليمان را باد كه تند بود ميرفت به امر او به آن زمين كه بركت داديم ما در آن و...- سوره ص آيه 35 : پس مسخر كرديم براي او (سليمان ) باد را كه ميرفت بفرمان او به آهستگي هر جا كه اراده كرده بود ...- سوره ذاريات آيه 41 : و در عاد هنگامي كه فرستاديم بر ايشان باد بي نفع – سوره احزاب آيه 9 : ...پس فرستاديم بر ايشان بادي و لشگرهائي كه نمي ديدند آنها را و بود خدا به آنچه ميكرد بينا...- سوره فصلت آيه 15 : پس فرستاديم بر ايشان بادي پر خروش در روزهاي شوم تا بچشانيمشان عذاب خواري در زندگاني دنيا و....-سوره قمر آيه 19 : بدرستيكه ما فرستاديم بر ايشان بادي پرخروش در روز شومي استمرار دارنده...- سوره الاسراء آيه 71 : ...پس فرستد بر شما درهم شكننده از باد پس غرق كند شما را بسبب آنكه كافر شديد...-سوره الحاقه آيه6 : و اما عاد پس هلاك گردانيده شد به باد تند بسيار سرد زور آورنده ..- سوره احقاف آيه 23 :.. بلكه آن است آنچه به شتاب مي خواستيد آنرا بادي است كه در آن عذابي است پر درد.- سوره شوري آيه 31 : و از آيتهاي او كشتيهاي روانست در دريا چون كوهها اگر خواهد ساكن گرداند باد را پس گردند ايستاده ....

_ مي بينيم در اين همه آيه كه در باره بادآمده يك بار هم از علت وجودي باد سخن نرفته و تنها آنرا از جانب خدا براي بشارت به بشر و يا بيم دادن و هلاك كردن نافرمانان آورده .ضمن اينكه باد را براي روان بودن كشتي ها  در دريا ميفرستد ، و بادها ي تند و يا آهسته به فرمان خدا در ميان آسمان و زمين رام مي شوند و يا به هر جائي كه اراده خدا باشد مي روند ، و براي قوم عاد و كافران بادهاي بي نفع و پر خروش و عذاب آور و درهم شكننده ميفرستد آنهم در روزهاي شوم.و اگر دلش بخواهد باد را ساكن مي كند تا كشتي ها حركت نكرده و بايستند .

_و باز هم ميبينيم خداي قرآن همچون مردم آن روزگار و محمد اطلاعات علمي در باره باد ندارد و اسير زمان و مكان عربستان آن زمان است . نمي دانسته كه باد حركت و جابجائي هواي گرم و سرد است ، نميدانسته كه بشر با كار و تجربه و زندگي اش متوجه استفاده از باد براي حركت كشتي شده و روزي كشتيهائي مي سازد كه محتاج باد نيستند ، نمي دانسته كه باد زبان نفهم است و اوامر سليمان را نمي فهمد!! آيا احتياج به بحث بيشتر وجود دارد؟

آيات قرآن در باره  ابر و باران و آب و بر رسي آنها :

- سوره لقمان آيه 34: ... و فرو ميفرستد باران را – سوره شوري آيه 27 : و اوست كه فرو ميفرستد باران را بعد از آنكه نوميد شدند و منتشر ميگرداند رحمتش را... – سوره انعام آيه6 : ... وفرستاديم از آسمان بر آنها باران بسيار...سوره نور آيه 43 :..پس مي بيني باران را كه بيرون مي آيد از ميان ابر..-سوره قمر آيه 11: پس گشوديم درهاي آسمان را به آبي سخت ريزنده... – سوره ملك آيه 30 : بگو خبر دهيد اگر گردد آب شما فرو رفته پس كيست بدهد شما را آبي روان. – سوره بقره آيه 159: و ابر رام شده ميان آسمان و زمين .- سوره الرعد آيه 13: ...و پديد مي آورد ابرهاي گران بار را. – سوره روم آيه 47 : .. پس بر مي انگيزد ابر را پس پهن ميكندش در آسمان آن گونه كه ميخواهد و مي گرداندش پاره ها پس مي بيني باران را كه بيرون مي آيد از رخنه هايش پس چون برساند آن را به آنكه خواهد از بندگانش آنگاه ايشان شادي مي كنند...

- سوره نور آيه24: آيا نديدي كه خدا آهسته ميراند ابري را پس فراهم ميآوردميانش را پس ميگرداند آن را بالاي هم آينده پس مي بيني بار آنرا كه بيرون مي آيد از ميانش ....

= ميبينيم كه باران و ابرنيز مثل ديگر پديده ها از كارهاي خداست اما يك بار هم به علت وجود ابر و چگونگي ريزش باران اشاره نمي شود. البته نبايد بي انصافي كرد چرا كه خدا هم مي دانسته باران از ابر مي آيد!! . از نظر خداباران رحمتي است كه خدااز آسمان و از ابر و يا از درهاي آسمان به هر مقداري و به هر جائي و براي هر قومي و مردمي كه بخواهد ميفرستد. بدين صورت كه ابرها را پديد مي آورد و رامشان مي كند در ميان زمين و آسمان و وقتي كه ابر را برانگيزاند به هر نحوي كه خواست در آسمان پهنش مي كند و آهسته آنرا ميراند به هر شهر و جائي كه بخواهد بعد وقتي ميان ابرها را فراهم كرد و ابرها را پاره پاره كرد و يا روي هم گذاشت باران و آب را از ميانشان و از رخنه ها و سوراخهاي ابرها و آسمان مي فرستد تا مردم شادي كنند و شكر گويند و....

=اينها كه آمد همه را مردم در طبيعت ميديدند و اما باز هم خبري از علت اصلي و علمي اين پديده ها از سوي خداي دانا ي مطلق نيست كه باز هم طبيعي است و اگر غير از اين بود باعث تعجب مي شد!! آخر خدا در آن زمان چگونه بايد ميدانست كه ابر بخار آبهائي است كه توسط تابش گرماي خورشيد برسطح درياها و اقيانوسها تشكيل شده  و به علت سردي هواي لايه هاي جو تبديل به باران و برف ميشود ، متآسفانه در همين امروزه و قرن اتم و ارتباطات شاهد هستيم كه برخي از مردم آمدن باران و برف را كارخدا دانسته و از او ميخواهند كه ببارد يا نبارد چه رسد به آن زمان ، اما خود خدا چون در عربستان و نزد محمد بوده بي خود از چيزي كه نمي دانسته حرف نزده براي همين به برف و قطب شمال و يخچالها ي عظيم و ..كاري نداشته !!!

= تنها در سوره نور آيه43 در باره تگرگ به اين صورت اشاره شده كه- وفرو ميفرستد از آسمان از كوههائي كه باشد در آن از تگرگ پس ضرر مي رساند با آن كسي را كه ميخواهد و ميگرداند آن را از كسيكه مي خواهد-

اين آيه ميرساند كه خدا نمي دانسته تگرگ نيز از همان ابرهائيست كه باران از آنهاست كه بعلت سردي بيشتر جو و هوا به تگرگ تبديل شده و نمي دانسته كه در آسمان كوههائي از تگرگ وجود ندارد و نمي دانسته كه علت وجودي تگرگ ضرر زدن و يا نزدن نيست، و نمي دانسته پديده اي طبيعي است كه امكان دارد از ناحيه اين پديده به انسانها چه خوب چه بد، چه با ايمان به خدا و چه كافر، ضرر برسد يا نرسد !! 

آيات قرآن در باره صاعقه ، رعد و برق و بر رسي آنها:

-سوره الرعد آيه13:اوست كه مي نمايد شما را برق براي بيم دادن و اميدوار گردانيدن و پديد مي آورد ابرهاي گرانبار را –آيه 14:و تسبيح ميكند رعد بستايش او و فرشتگان از ترس او و ميفرستد صاعقه ها را پس مي رساند آنرا به هركه ميخواهد و ايشان مجادله مي كنند در خدا و او سخت عقوبت است. – سوره روم آيه 23 : و از آيتهايش آنكه مي نمايد شما را برق از راه بيم و اميد و فرو مي فرستد از آسمان آب را.....- سوره بقره آيه18: يا همچون باران از آسمان كه در آن است تاريكيها و رعد و برق مي گذارند انگشتان خود را در گوشهاشان از آوازهاي رعد از بيم مردن و خدا احاطه كننده است به كافران. –آيه 19 : نزديك باشد كه برق دريابد چشمهاي ايشان را هرگاه روشن كند براي ايشان راه روند در آن و چون تاريك سازد بر ايشان بايستند و اگر خواستي خدا هر آينه بردي گوششان را و چشمشان را بدرستيكه خدا بر همه چيز تواناست.- سوره فصلت آيه12: پس اگر روي گردانيدند پس بگو بيم دادم شما را صاعقه مثل صاعقه عاد و ثمود .-آيه 16: و اما ثمود پس هدايت كرديم ايشان را پس اختيار كردند كوري را بر هدايت پس گرفت ايشان را صاعقه عذاب خواري بسبب آنچه بودند كسب ميكردند.

-سوره الذاريات آيه 44: پس سركشيدند از فرمان پروردگارشان پس گرفتشان صاعقه و ايشان مي نگريستند(قوم ثمود) آيه 45: پس نتوانستند هيچ برخاستني و نبودند انتقام كشندگان- سوره بقره آيه 52 : هنگاميكه گفتيد اي موسي نمي گروم مر ترا تا وقتيكه ببينيم خدارا آشكار پس گرفت شما را صاعقه و شما نگاه مي كرديد. – سوره نساء آيه 152:...پس گفتند بنماي بر ما خدا را به چشم پس گرفت ايشان را صاعقه به سبب ظلمشان..(قوم يهود)

= ببينيم خداي داناي قرآن در مورد صاعقه ( رعد و برق ) چه ها ميدانسته و چه ها گفته – خداست كه براي بيم دادن يا اميدوار كردن برق را نمايش ميدهد،صاعقه ها را ميفرستد و به هركس كه دلش بخواهد ميرساند تا هلاكش كند ،رعد با آوازهايش ضمن ستايش خدا مردم را مي ترساند و مردم از ترس مردن مجبور مي شوند انگشتشان را در گوشهايشان بگذارند ،در ضمن خدا برق راميفرستد تا مردم در تاريكي ها راه روند و وقتي نفرستدمجبور مي شوند بايستند ، خدا چون به همه چيز تواناست، اگر دلش بخواهد ميتواند گوش و چشم هركس را كه از او روي برگرداند از رعد و برق ببرد مثل صاعقه هائي كه براي اقوام عاد و ثمود فرستاد!! بيچاره وقتي قوم يهود از موسي خواستند كه خدا را به ما نشان بده تا به تو بگرويم ، خدا بجاي اينكه خود را نشان دهد تا ايمان بياورند ، برايشان صاعقه ميفرستد ( كه ديگر از اين تقاضا هاي بد، بد نكنند!) البته ظاهر را حفظ كرده و ميگويد به سبب ظلمشان.

= مي بينيم كه در اين آيات همه گونه خرافات و ياوه بافي آمده ، بجز حقيقت اين پديده كه باز هم خداي قرآن محمد گناهي ندارد كه بشر آن روزگارهم نمي دانسته چه رسد به خداي ذهن محمد! اين خدا از كجا بايد بداند كه رعد و برق به بيم دادن و هلاك كردن ربطي ندارد و علتش جريانهاي  قوي ورو به بالاي هوا  و ايجاد بار مغناطيسي و الكتريسيته ابر ها  باهم ، يا با زمين ، و تخليه الكتريكي ابرها و... است ، كه امكان دارد كسي را هم هلاك بكند يا نكند ، چه بيگناه  باشد و چه باگناه!؟؟ در ضمن جهت آگاهي خوانندگان عرض ميشود كه هركس سوره الرعد را بخواند ( پاداش ثواب القرائت اين سوره است كه: )  هيچگونه آسيبي از رعد و برق  به او نخواهد رسيد!!!

6-نتيجه گيري از آنچه كه درباره جهان شناسي قرآن گذشت :

الف : ياد آوري مي كنيم كه خداي محمد در قرآن ، جهان رادر6 روز آفريده يعني 4 روز صرف زمين و هرچه در آنست كرده و دو روز بقيه را صرف ساختن 7 آسمان و بقيه جهان كرده،خورشيد را آفريد ودر فلكي جاي سيرش بدور زمين را تعيين كرد كه براي زمين چراغي فروزان باشد ، ماه را روشنائي و نوري براي شب قرارداد و هلالهاي ماه راايجاد ميكند براي تعيين وقت مردمان براي حج و شمار ماههاي سال رادوازده ماه مقرركرد كه 4 ماه آنرا نيز از اول براي جنگ حرام كرد ، كه خورشيد و ماه خدا را سجده مي كنند ، و در آخر كار ساخت جهان سقف جهانش رابا چراغها يا ستارگان آراسته كرد كه هم زينتي براي زمينيان باشد و هم مردم در تاريكيهاي درياها و خشكي ها وسيله آنها راه خود را بيا بند و....

در قرآن آمده ( خدا امر جهان را تدبير و تنظيم ميكند و نشانه هاي خود را توضيح و تفصيل ميدهد ) و نيز صفاتي

همچون حكمت و بشير و نجوم و چشمه حقايق براي قرآن در قرآن آمده و نيز صفاتي همچون دانا ، قادر، خالق ، آگاه ، بينا ، كمال مطلق ، ناظم جهان ، و منزه از زمان و مكان و ..وسيله محمد ( كه نه وسيله خدا!) براي خدا آمده پس چگونه است كه ذره اي از اين صفات عاليه را در بررسي هاي فوق نديديم ؟ چرا اين خدا پديدهها و نشانه هاي خود را توضيح نداده و علتها را نمي دانسته ؟ چرا اين خدا اينقدر محلي و اسير در زمان و مكان بوده ؟ چرا بيش از 300 باراز آسمان ياد شده ، صدها بار از باد و باران و رعد و برق و كوه و..سخن گفته ( هرچند ساده و خرافي و غير علمي ) ، اما از پديده ها ئي كه كسي آنزمان نمي شناخته و يا خارج از عربستان آن زمان  بوده كم گفته و يا اصلا نگفته و آيتهايش را توضيح نداده ؟؟؟ از ميلياردها كهكشان و ماهيت ستاره ها ومنظومه شمسي و  خورشيد وسياراتي كه به دورش در گردش و حركتند ، از سياره بودن زمين ، بگرد خورشيد چرخيدن زمين ، علت شب و روز و رعد و برق ، ..چيزي نگفته و توضيحي نداده ؟؟؟     

= مي بينيم كه شناخت جهان در قرآن به زبان خداي محمد ريشه در جهل و ناداني بشر اوليه و خرافات و داستانهاي اساطيري و خيالي داشته (( پس هنوز هم نبايد باور داشت كه خدا ساخته ذهن بشر ناآگاه و ترس او از ناشناخنه هاي طبيعت و محيط و اجتماع و... است !؟ نبايد باور داشت كه خدا يعني بروز افكار و انديشه ها و تجلي و جمع بندي شناختي كه عموم بشر در طول دوران و تاريخش و تكامل اجتماعي و اقتصادي و سياسي و فرهنگي اش چه به درست و چه غلط ، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، چه علمي و چه غير علمي، بدان دست يافته بوده و باور داشته !!؟؟)

ب : و اما  شناخت غير مذهبي و علمي جهان بعدها به سبب اوضاع اقتصادي ،( رشد بازرگاني و لزوم سفرهاي بزرگ )و اجتماعي و سياسي و گسترش علوم و بخصوص علم دريانوردي و سفرهاي اشخاصي چون كريستف كلمب و ماژلان و افكار روشنگراني چون داوينچي و نيكلاكوزانسكي و يا تحولاتي كه كوپرنيك و برونو و گاليله در ستاره شناسي و شناخت جهان ايجاد كردند و پيروزي هاي نويني كه بعدها وسيله كپلر ، تيكو براهه ، نيوتن ، لومونوسف و ديگران در مورد شناخت كيهان و ستاره شناسي بر ديدگاههاي غير علمي و تفكرات مذهبي كتب آسماني بدست آمد، جهانشناسي از مكانيك آسمان تا فيزيك آسمان پيش رفت و وسيله دانشمندان بعدي از كيهان شناسي و فضا نوردي و پايگاههاي فضائي زميني و ايستگاههاي فضائي  تا سفاين فضائي ، آزمايشگاههاي فضائي ، فيزيك و شيمي و زيست شناسي فضائي و از اقسام تلسكوپهاي عظيم و موشكهاي فضائي تا ماهوارهاي گوناگون و سفرهاي فضائي و قدم گذاشتن در ماه و... رسيد و با اجتماعي شدن هرچه بيشتر جهانشناسي و عموميت يافتن حقايق علمي در بين توده هاي مردم ، شناخت واقعي و علمي از جهان و پديده هاي آن ، تمامي آنچه را كه از اساطير قديمي و خرافات و تابوهاي مذهبي و كتب به اصطلاح آسماني درمورد جهان و جهانشناسي بود كنار زد و به زباله دان تاريخ سپرد. پس ديگر جائي براي جهانشناسي قرآن و محمد و خدايش وجود ندارد.

وامروزه علم پيشرو بما ميگويد كه به هيچ وجه امكان ندارد كه اين جهان بي انتها و نامحدود وسيله خدائي خلق شده باشد ، ماده نه مي تواند از هيچ و نيستي و عدم خلق شود و نه ميتواند نابود و نيست شود ، ماده هميشه بوده و خواهد بود و فقط تغيير شكل و ماهيت ميدهد ، تمامي اجرام كيهاني و فضائي و كهكشانها و سحابي ها و ستاره ها  و سيارات و هرچه از عناصرو مواد و اتمها در آنهاست...در طي ميلياردها ميليارد و ميليون سال در اثر تكامل تدريجي و تغيير به اشكال و حالات امروزي رسيده اند كه پيوسته نيز در حال تغيير و دگرگوني و تكوين و تكامل و حركت مي باشند ، چه زمين و زمينيان باشند و چه نباشند . كه انسان نيز خود، حاصل تكامل همين  مواد  و عناصري است كه اين جهان و همه هستي اش از آن  است.

تهران – فروردين86

بابك حكمت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط منوچهر اسدبیگی در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 |